سه شنبه , 2 , خرداد , 1391 , 6:40 ق.ظ

تاریخ انتشار: پنجشنبه, 12 آذر 1388 کد خبر: 733
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
مراسم بعد از ايراد خطبه غدير

مراسم بعد از ايراد خطبه غدير

بيعت مردان:
با پايان يافتن خطابه،مردم به سوى پيامبر(ص)و امير المؤمنين(ع)هجوم آوردند،و با ايشان به عنوان بيعت دست مى‏دادند و تبريك و تهنيت مى‏گفتند.

پيامبر(ص)دستور دادند تا دو خيمه بر پا شود.در يكى خود جلوس فرمودند و به امير المؤمنين (ع)دستور دادند تا در خيمه ديگر جلوس فرمايد.مردم دسته دسته در خيمه پيامبر(ص)حضور مى‏يافتند و پس از بيعت و تبريك به خيمه امير المؤمنين(ع)مى‏آمدند و به عنوان امام و خليفه بعد از پيامبرشان با حضرتش بيعت مى‏كردند و با لقب«امير المؤمنين»بر آنحضرت سلام مى‏كردند،و اين مقام والا را تبريك و تهنيت مى‏گفتند.برنامه بيعت و تهنيت تا سه روز ادامه داشت و حضرت اين مدت را در غدير اقامت داشتند.

مسئله جالب در اين بيعت آن بود كه كسانى كه در غدير پيش از همه با امير المؤمنين بيعت نمودند و خود را از ديگران جلو انداختند كه زودتر از همه بيعت خود را شكستند و پيمان خود را زير پا گذاشتند.

جالب اينكه عمر بعد از بيعت، اين كلمات را بر زبان مى‏راند:«افتخار برايت باد،گوارايت باد،اى پسر ابى طالب!خوشا بحالت اى ابا الحسن،اكنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده‏اى»!

بيعت زنان:
از طرف ديگر،پيامبر (ص)دستور دادند تا ظرف آبى آورده و پرده‏اى بر روى آن زدند.امير المؤمنين(ع)دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوى ديگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب،با آنحضرت بيعت كردند.

ياد آورى مى‏شود كه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها السلام در غدير حضور داشتند،و كليه همسران پيامبر(ص)نيز در آن مراسم حاضر بودند.

عمامه سحاب:
در اين مراسم،پيامبر(ص)عمامه خود را كه«سحاب»نام داشت،به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين (ع)گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آنحضرت قرار دادند.

شعر غدير:
در مراسم پر شور غدير،حسان بن ثابت از پيامبر(ص)اجازه خواست تا به مناسبت اين واقعه عظيم شعرى درباره امير المؤمنين(ع)بگويد.
حضرت فرمودند:بگو ببركت خداوند.

حسان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت:«اى بزرگان قريش،سخن مرا به گواهى و امضاى پيامبر (ص)گوش كنيد».سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند كه بعنوان يك سند تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.

جبرئيل در غدير:
اتمام حجت ديگر اين بود كه مردى زيبا روى در كنار مردم مى‏گفت:
«بخدا قسم روزى مانند اين روز هرگز نديدم.چقدر كار پسر عمويش را محكم نمود!براى او پيمانى بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى‏زند.

واى بر كسى كه پيمان او را بشكند».
عمر نزد پيامبر(ص)آمد و گفت:شنيدى اين مرد چه مى‏گفت؟!حضرت فرمودند:او را شناختى؟گفت :نه.حضرت فرمودند.

«او روح الامين جبرئيل بود.تو مواظب باش اين پيمان را نشكنى.اگر چنين كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود»!

معجزه غدير:
امضاى الهى بر غدير،معجزه‏اى بود كه پس از اعلام ولايت توسط پيامبر(ص)بوقوع پيوست.حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسيد:آيا اين ولايت كه امروز اعلام كردى از جانب خدا بود؟پيامبر(ص)فرمود:آرى از جانب خدا بود.

در اينجا حارث خطاب به خداوند گفت:«خدايا!اگر آنچه محمد مى‏گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست»!!

همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد،خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از دبرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.

با اين معجزه،بار ديگر بر همگان مسلم شد كه«غدير»از منبع وحى سر چشمه‏گرفته و فرمان الهى است و منكرين آن مستحق عذاب‏اند.

پايان مراسم غدير:
پس از سه روز،مراسم غدير پايان پذيرفت و آن روزها به عنوان«ايام الولاية»در ذهنها نقش بست.گروهها و قبائل عرب،پس از وداع با پيامبر(ص)و معرفت كامل به جانشين آنحضرت راهى شهر و ديار خود شدند و پيامبر(ص)عازم مدينه گرديدند.

خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و به گوش همگان رسيد،و بدين گونه خداوند حجتش را بر مردم تمام كرد.

اتمام حجت جهانى در غدير:
جا داشت بيش از يكصد و بيست هزار نفر حاضر در غدير،هر يك به سهم خود خطبه غدير را حفظ كنند و متن آن را در اختيار فرزندان و فاميل و دوستان خود قرار دهند.

البته فضاى جامعه مسلمين پس از رحلت پيامبر(ص)ـكه گفتن و نوشتن معارف و سنن پيامبر و سنن پيامبر(ص)سالهاى متمادى در آن ممنوع بودـسبب شد كه مردم نتوانند سخنان سرنوشت‏ساز پيامبر دلسوزشان در آن مقطع حساس را بازگو كنند و در فكر اجراى آن در عينيت جامعه باشند .پيداست كه مطرح كردن غدير مساوى با برچيدن بساط غاصبين خلافت بود،و آنان هرگز اجازه چنين كارى را نمى‏دادند.

اما غدير،بصورتى در سينه‏ها جاى گرفت كه عده زيادى خطابه غدير يا قسمتى از آن را حفظ كردند و براى نسلهاى آينده به يادگار گذاشتند،و هيچكس را قدرت منع از انتشار چنين خبر مهمى‏نبود.لذا بين قاطبه مسلمين،هيچ حديثى به اندازه«حديث غدير»روايت كننده ندارد،و گذشته از تواتر آن،از نظر رجال و درايت فوق العاده است.

پيامبر(ص)با توجه به آينده بلند مدت دين الهى تا آخرين روز دنيا و دامنه وسيع مسلمين در حد جهانى،جانشينان خود تا روز قيامت را در اين خطابه رسمى‏به جهانيان معرفى فرمودند .

اگر گروههايى از مسلمين در طول زمانها همچنان در مقابل جانشينان حقيقى پيامبرشان سر تعظيم فرود نياورده و نمى‏آورند،ولى جمع عظيم شيعيان در طول تاريخ،فقط على بن ابى طالب و يازده امام(ع)از فرزندان او را جانشينان پيامبر(ص)مى‏دانند.

اگر اجتماع آن روز مسلمين،خلافت بلا فصل امير المؤمنين(ع)را در مرحله عمل نديدند،ولى بسيارى از نسلهاى بعدى مسلمانان وصى واقعى پيامبرشان را شناختند كه اين بالاترين هدف از«غدير»بود.
---------------------------------------
خطابه غدير ص 15
محمد باقر انصارى

 
0 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    ما 416 مهمان آنلاین داریم
    traceroute