سه شنبه , 2 , خرداد , 1391 , 6:24 ق.ظ

تاریخ انتشار: پنجشنبه, 06 اسفند 1388 کد خبر: 9233
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان

«تثليث» يعني چه و آيا اين نظريه صحيح است؟

پرسش:
«تثليث» يعني چه و آيا اين نظريه صحيح است؟
پاسخ:
كمتر مذهبي در جهان، مانند مسيحيت كنوني دچار ابهام و تاريكي و پيچيدگي است و كمتر مسأله‏اي در اين آئين، مانند تثليث مبهم و نامفهوم و يا به تعبير صحيح‏تر نامعقول مي‏باشد.
مرور زمان و تكاملهاي فكري و كاهش تعصبهاي نارواي مذهبي، دگرگوني‏هايي در افكار گروهي از دانشمندان مسيحي پديد آورده و سبب شده است كه ميان افكار جديد و معتقدات ديرينه آنان فاصله عميقي بوجود آيد، فاصله‏اي كه بهيچ وجه نمي‏توان آن را پر كرد.

آنان در برابر اين مطلب دو نوع فكر مي‏كنند، و از اين دو طريق خود را قانع مي‏سازند:
1ـ گروهي مي‏كوشند با بهم بافتن آسمان و ريسمان به معتقدات ديرينه مسيحيت (كه منطق كنوني بشر، آن را رد مي‏كند) رنگ منطقي دهند، و آنها را به صورت روزپسند درآورند، چنانكه اين كار را درباره تثليث انجام داده‏اند.

2ـ گروهي ديگر خود را از چنگال يك رشته توجيه و تأويل رها ساخته، و حرف نامعقول‏تري مي‏زنند و مسأله تضاد علم و دين را پيش كشيده و مي‏گويند: راه علم و دين از هم جدا است، و ممكن است دين اصلي را بپذيرد كه علم آن را با برهان رد كند. اين دسته غافلند كه پذيرفتن تضاد علم و دين، سرانجام جز باطل ساختن دين چيزي ببار نمي‏آورد، زيرا اعتقاد انسان به حقانيت هرآئين، از استدلالات عقلي و علمي سرچشمه مي‏گيرد؛ در اين صورت چگونه مي‏توان با اصول عقلي حقانيت آئيني را اثبات كرد كه خود عقل و علم بعضي از عقايد آن را مردود مي‏شمارد.

تثليث و كتابهاي ديني مسيحيان:
قرآن مجيد مي‏گويد موضوع تثليث در اديان آسماني سابقه نداشته و مسيحيان پس از رفتن مسيح، سه‏گانه پرستي را از افراد ديگر گرفته‏اند و آن را با آئين پاك مسيح كه جز يگانه‏پرستي نبوده است درهم آميخته‏اند، آنجا كه مي‏فرمايد:
«وَ قالَت النَصاري المَسيحُ ابْنُ الله ذلِكَ قَولُهُمْ بِاَفْواهِهِمْ يُضاهِئُونَ قَولَ الَّذينَ كَفَروُا مِنْ قَبْل قاتَلَهُمُ الله اَنيّ يُؤْفَكُون» توبه/30.
[مسيحيان گفته‏اند كه مسيح فرزند خدا است اين سخني است كه آن را بزبان مي‏گويند (و واقعيت ندارد) در اين گفتار، تقليد مي‏كنند از گفتار كساني كه پيش از ايشان به وسيله اين عقيده كفر ورزيده‏اند، از رحمت خدا دور باشند؛ چگونه (با ديدن دلائل يگانگي خدا) از راه حق منحرف مي‏شوند].

قرآن مجيد اين حقيقت را چهارده قرن قبل بازگو نموده است و مرور زمان و بررسيهاي محققان، اين حقيقت را آنچنان روشن كرده است كه خود مسيحيان به آن اعتراف دارند.
تاريخ نشان مي‏دهد كه پس از درگذشت پيامبران راستين و يا در دوران غيبت آنان، گروهي از پيروان آنان بر اثر اغواء ضلالت گران به بت‏پرستي روي آورده و توحيد و يگانه‏پرستي را كه هدف اساسي پيامبران است، ترگ گفته‏اند.

گرايش بني‏اسرائيل به گوساله‏پرستي، از نمونه‏هاي بازر اين موضوع مي‏باشد كه در تاريخ ثبت شده است.
بنابراين تعجب نخواهيم كرد كه پس از رفتن مسيح(ع)، موضوع سه‏گانه پرستي، كه نوعي از شرك و بت‏پرستي است، به محافل مسيحيان راه يافته است.

هم يكي است هم سه تا:
اكنون بايد ديد كه مقصود از تثليث چيست؟ روشن‏ترين بيان براي حقيقت تثليث همان است كه در قاموس كتاب مقدس آمده است.
مؤلف اين كتاب مي‏نويسد: «طبيعت خدايي از سه اقنوم متساوي‏الجوهر مي‏باشد، يعني خداي پدر و خداي پسر و خداي روح‏القدس. خداي پدر خالق جميع كائنات است بواسطه پسر، و پسر «فادي» و روح القدس پاك كننده مي‏باشد، ولكن بايد دانست كه اين هر سه اقنوم را يك رتبه و عمل است.»
اكنون بايد از پيروان اين مذهب پرسيد كه مقصود از اين حرف چيست؟!

آنچه در توضيح اين سخن تصور مي‏شود دو صورت بيشتر نيست و هيچ كدام از آن دو صورت مناسب مقام ربوبي نمي‏باشد.
1ـ هر كدام از خدايان سه‏گانه وجود مستقل دارند و هر كدام با وجود و تشخيص خاصي خودنمائي مي‏كنند؛ مثلاً، همانطور كه هر يك از افراد انسان در خارج براي خود وجود مستقل دارند و هر كدام داراي شخصيتي هستند، همچنين بگوييم هر يك از اين سه اقنوم براي خود اصلي و وجودي جداگانه دارند. به عبارت ديگر يك طبيعت است كه سه فرد دارد و هر فردي خداي تام و مستقل است؛ تثليث به اين معني همان شرك است كه در ميان مشركان بوده و در مسيحيت به صورت خدايان سه‏گانه جلوه كرده است.

خنده‏آور است كه بدعت‏گزاران محافل كليسا اصرار دارند يك چنين تثليث را با توحيد هماهنگ كنند و بگويند او در حالي كه سه تا است يكي است، و در عين اينكه يكي است سه تا مي‏باشد.
آيا اين توجيه جز تناقض گويي و به اصطلاح «كوسه و ريشن پهن» چيز ديگري هست؟ آيا در جهان فردي پيدا مي‏شود كه بگويد سه مساوي با يك است.

2ـ تفسير ديگري كه براي تثليث تصور مي‏شود اينست كه هر كدام از اين سه اقنوم، استقلال نداشته باشند، ولي بر اثر تركيب و بهم پيوستگي، خداي جهان را تشكيل دهند.
اشكال اين نوع تفسير اين است كه بنابراين خدا مركب از سه جزء خواهد شد و تركيب، ملازم با احتياج است و احتياج در ذات خدا راه ندارد.

نتيجه اينكه عقيده به سه خدا شرك است و نمي‏توان گفت سه خدا هستند و در عين حال يك خدا است زيرا اين سخن تناقض است و نيز نمي‏توان گفت يك خدا است مركب از سه جزء، زيرا لازمه آن مركب بودن و محتاج بودن خدا است و احتياج با خدا بودن سازش ندارد.

 
1 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: چه کسانی مقدسات شیعیان را نشانه گرفته‌اند؟!

      این نظر در تاریخ جمعه, 29 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: طریقت؛ بهانه ‏ای برای فاصله گرفتن از شریعت!

      این نظر در تاریخ چهارشنبه, 27 اردیبهشت 1391 توسط بابک نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: چرا اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بر پنهان داشتن قبر خود وصيت و اصرار داشت؟

      این نظر در تاریخ دوشنبه, 25 اردیبهشت 1391 توسط مری نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: مدیر شبکه وهابی وصال حق؛بالا گرفتن نزاع میان دو شبکه هم نام وهابی!

      این نظر در تاریخ یکشنبه, 24 اردیبهشت 1391 توسط mm نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 0 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 232 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute