سه شنبه , 2 , خرداد , 1391 , 5:57 ق.ظ

تاریخ انتشار: جمعه, 30 بهمن 1388 کد خبر: 3783
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان

پرسش: چرا اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بر پنهان داشتن قبر خود وصيت و اصرار داشت؟

پاسخ:

چون شهادت حضرت، در آغاز زمان شكل گيري قدرت معاويه و طغيان بني اميه و حضور ساير گروه هاي زخم خورده ناكثين و قاسطين و مارقين اتفاق افتاد، آن بزرگوار وصيت نمود كه جسدش را شبانه دفن نمايند و حتي علامتي بر روي آن نگذارند.
فقط عده كمي از اصحاب خاص و فرزندان آن حضرت در موقع دفن حضور داشتند.
به همين دليل، صبح روز 21 ماه رمضان دو محمل به راه افتاد.
يكي به طرف مدينه و ديگري به طرف مكه معظمه روانه شد.
تا سال ها بعد كسي به جز فرزندان و اصحاب خاص آن حضرت، از محل دفن ايشان خبري نداشت.
دليل اين كار هم شايد ترس از آن بود كه به قبر مبارك آن حضرت اسائه ادب و بي حرمتي نمايند.
چنانچه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه حضرت امير(عليه السلام) هنگام وفات به فرزند بزرگش، امام حسن(عليه السلام)سفارش نمود كه پس از آن كه مرا در نجف دفن نمودي ، چهار قبر براي من در چهار موضع:
1 .در مسجد كوفه،
2 .در رحبه كوفه،
3 .در خانه جعده حبيره
4 .در عزي
حفر كنيد تا كسي از محل قبر من آگاهي پيدا نكند.
به همين جهت درباره قبر اميرالمؤمنين(عليه السلام) بين علماي اهل سنت اختلاف وجود دارد.

علت پنهان داشتن:
براي علت يابي اين قضيه بايد به ظلم هايي كه بر اهل بيت پيامبر گذشته مروري كنيم.
براي مثال علامه مقريزي ابوالعباس احمد بن علي شافعي در كتاب خود (النزاع و التخاصم في ما بين بني هاشم و بني اميه) شرح فجايع اعمال بني اميه را به تفصيل شرح داده است.
در اينجا به دو واقعه مهم آن اشاره مي كنيم.

در سال 105 هجري قمري ، هشام بن عبد الملك بن مروان به خلافت رسيد.
اين حاكم قسي القلب، ظلم و ستم نسبت به بني هاشم را به حد اعلاي خود رساند.
هنگامي كه زيد بن علي (پسر امام سجاد(عليه السلام)) از مدينه به شام جهت تظلم خواهي از حاكمان بني اميّه نزد خليفه رفت و بالاخره توانست با هشام ملاقات نمايد.
در اين ملاقات، قبل از اين كه زيد سخني بر زبان آورد، هشام به جاي خوش آمد گويي و پذيرايي ، اهانت ها و دشنام هاي زشتي به آن بزرگوار داد و او را از دربار خلافت خويش بيرون راند.
حتي ابن ابي الحديد مي نويسد: بعد از فحاشي ضربات شديدي بر او وارد كرد.
ايشان به ناچار از شام به كوفه رفت و براي مبارزه با ظلم به تشكيل نهضتي عليه امويان پرداخت.

يوسف بن عمر ثقفي ـ حاكم كوفه ـ با لشكر بسياري به مبارزه با آن حضرت برخاست.
با توطئه وي ، ناگهان تيري از سمت دشمن به پيشاني زيد اصابت نمود و شربت شهادت نوشيد.
يحيي پسر زيد به اتفاق جمعي ديگر از شيعيان، بدن زيد را محرمانه به بيرون شهر برده، در وسط نهر قبري كندند و جسد زيد را دفن نمودند.
پس از گذاردن سنگ قبر، آب را در آن نهر جاري كردند تا دشمنانش محل قبر زيد را نيابند.

جاسوسان حكومتي محل قبر را شناسايي و به يوسف بن عمر ثقفي گزارش دادند.
او دستور داد كه نبش قبر نمايند، جسد زيد را بيرون آورده و سرش را از تن جدا نموده آن را براي هشام به شام فرستاد.
هشام نيز به يوسف بن عمر ثقفي دستور داد كه بدن جناب زيد بن علي را، لخت و عريان به دار آويزند.
آن ملعون نيز اين دستور را عيناً اجرا نمود.
يعني در سال 121 هجري قمري بدن فرزند پيامبر خدا به دار آويخته شد، و تا سال 126 هجري قمري كه وليد بن يزيد بن عبد الملك بن مروان به خلافت رسيد، همچنان بالاي دار بود.
سپس وليد دستور داد استخوان هاي زيد را از دار پايين آورده، آتش زدند و خاكسترش را نيز بر باد دادند.
همين عمل را با بدن يحيي پسر زيد در جرجان (گرگان امروزي ) انجام دادند.
يحيي نيز در ميدان رزم به شهادت رسيد و سرش را بريده به شام فرستادند.
بدنش نيز مدت شش سال بالاي دار ماند و دوست و دشمن به حال آن بزرگوار مي گريستند.
پس از قيام ابو مسلم خراساني ، بدن وي را از بالاي دار پايين آورده و در گرگان به خاك سپردند.

از آنجايي كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) از عداوت اين خاندان خبيث نسبت به بني هاشم و همچنين عداوت خوارج نهروان آگاهي داشت، براي پيشگيري از چنين فجايعي وصيت و اصرار بر پنهان داشتن محل دفن خود داشت.
لذا قبر ايشان تا زمان خلافت هارون الرشيد ـ خليفه عباسي ـ مخفي بود.

آشكار شدن مرقد مطهر حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام):
روزي هارون الرشيد در نجف به صحراي نيزاري به شكار رفت.
تازي ها و فهدها (سگ و يوزپلنگ شكاري ) آهوان را تعقيب مي كردند و آهوان به بالاي تل نجف(1) پناه مي بردند، تازي ها هم از آن تل بالا نمي رفتند.
اين عمل چند بار تكرار شد و همين كه تازي ها عقب نشيني مي كردند آهوان پايين مي آمدند.
همين كه دوباره آهوان را تعقيب مي كردند دوباره به بالاي تل خاك پناه مي بردند و تازي ها از تعقيب آن ها باز مي ايستادند.

خليفه هارون الرشيد دريافت كه بايد در اين مكان، سرّي نهفته باشد كه آهوان بدانجا پناه مي برند و تازي ها از آن بالا نمي روند.
پيرمردي از اهالي آنجا را احضار كرد و راز آن را از پيرمرد جويا شد.
پيرمرد گفت: براي گفتن سرّ اين تل خاك، از شما امان مي خواهم و خليفه نيز امانش داد.
سپس پير مرد گفت: با پدرم به اينجا آمدم و پدرم در اين مكان زيارت نامه مي خواند و نماز مي گذارد.
از پدرم سؤال كردم كه زيارت خواندن در اينجا چه مناسبتي دارد؟ پاسخ داد: با حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) براي زيارت به اينجا مي آمدم و ايشان فرمود: اينجا قبر جدش علي بن ابي طالب(عليه السلام) است كه به زودي آشكار خواهد شد.

خليفه دستور حفر اين محل را داد تا به علامت قبري رسيدند و لوحي در آنجا پيدا شد كه بر روي آن با خط سرياني دو سطر نقش بسته بود كه ترجمه آن چنين است: «اين قبري است كه نوح پيغمبر آن را براي علي (عليه السلام) وصي محمد(صلّي الله عليه وآله) قبل از طوفان به هفتصد سال حفر نمود(2)».
هارون اداي احترام نمود و دستور داد خاك ها را به جاي اول خود برگردانند.
سپس پياده شد، پس از وضو گرفتن دو ركعت نماز خواند و با حالتي گريان، خود را به خاك و تربت آن حضرت غلطانيد.

آنگاه هارون نامه اي به امام موسي كاظم(عليه السلام) در مدينه نوشت و صحت اين مطلب را از امام موسي (عليه السلام) سؤال كرد.
ايشان آن محل را به عنوان قبر جدش علي بن ابي طالب(عليه السلام)تأييد كرد.
سپس به دستور هارون، سنگ بنايي بر آن قبر نهاده شد كه به «تحجير هاروني » معروف شد.(3)

ممكن است مصالح ديگري در نظر آن بزرگوار بوده كه در نظر ما پنهان باشد.
از آنجمله به دليل ارادت شديد دوستان و شيعيان آن حضرت با آشكار بودن مرقد مبارك، شيعيان براي زيارت به بارگاه ملكوتي حضرت مشرّف مي شدند و باعث شناسايي ارادتمندان حضرت مي شد و واقعه شهادت حجر بن عدي و ميثم تمّار براي ديگران تكرار مي شد و لذا مخفي بودن مرقد مبارك در دوران بني اميّه و اوائل دوران بني عباس ممكن است باعث حفظ جان بسياري از شيعيان شده باشد.

لازم به ذكر است قبلاً هم ابي حمزه ثمالي توسط امام زين العابدين(عليه السلام) از محل قبر آگاه شده بود (مفاتيح الجنان دو صفحه قبل از باب زيارت وداع اميرالمومنين(عليه السلام)).
امام حسين(عليه السلام) هم قبلا آن را به بعضي از خواص نشان داده بودند، كامل الزيارات باب 9، ج2
--------------------------
پي نوشت :

1 .نجف در لغت به معناي تل خاك و پشته اي است كه آب به آن نرسد.
2. الغارات، ج 2، ص846 ؛ بحار الانوار، ج 42، صص216 و 236 ؛ شبهاي پيشاور، ص127، «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، هذا قبرٌ حفره نوح لعلي بن أبي طالب وصيّ محمّد(صلي الله عليه وآله) قبل الطوفان بسبع مائة سنة».
3. مرقد مطهر اميرالمؤمنين در زمان امام صادق(عليه السلام) براي خواص شيعيان به علت زيارت آن حضرت معلوم شد و در زمان هارون براي همه مكشوف گرديد.

 
2 امتیاز

دیدگاه شما

  1. سلام
    با اجازه شما متن این صفحه را کپی کرده ام
    موفق و پیروز باشید

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: چه کسانی مقدسات شیعیان را نشانه گرفته‌اند؟!

      این نظر در تاریخ جمعه, 29 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: طریقت؛ بهانه ‏ای برای فاصله گرفتن از شریعت!

      این نظر در تاریخ چهارشنبه, 27 اردیبهشت 1391 توسط بابک نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: چرا اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بر پنهان داشتن قبر خود وصيت و اصرار داشت؟

      این نظر در تاریخ دوشنبه, 25 اردیبهشت 1391 توسط مری نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: مدیر شبکه وهابی وصال حق؛بالا گرفتن نزاع میان دو شبکه هم نام وهابی!

      این نظر در تاریخ یکشنبه, 24 اردیبهشت 1391 توسط mm نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 0 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 259 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute