سه شنبه , 2 , خرداد , 1391 , 5:51 ق.ظ

تاریخ انتشار: یکشنبه, 09 اسفند 1388 کد خبر: 3779
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان

ديدگاه شيعه درباره تحريف قرآن چيست؟

اشاره‏:

در اين مقاله مى‏كوشيم تا نشان دهيم كه در آغاز، بحث تحريف قرآن تنها در منازعات اهل‏سنت و شيعه به عنوان امرى جدلى مطرح بوده كه براى زير سؤال بردن مشروعيت خلفاى نخستين از آن استفاده مى‏شد. لكن بعدها مولفان امامى بدون توجه به ماهيت جدلى و به علت ؟؟؟ در قسم روايات، اين نظريه را عقيده‏اى شيعى تلقى و آن را وارد كتب اماميه كردند. از اين جهت مقاله حاضر نگاه جديدى به اين مسأله دارد.

شواهدى در خود قرآن و حديث وجود دارد كه نشان مى‏دهد كه پيامبر متن مكتوبى را در دوره حياتشان و به احتمال بيشتر در نخستين سال‏هاى حضورشان در مدينه تدوين كرده‏بودند.(1) بر اساس برخى شواهد قرآنى برخى از وحى منسوخ گرديده و يا به فراموشى سپرده شده‏است.(2)

در جايى از قرآن برخى آيات جايگزين برخى ديگر مى‏شوند.(3)

روايات اهل‏سنت در زمينه تدوين متفاوت هستند و تدوين قرآن را به پس از سال يازدهم هجرى برمى‏گردانند.(4) و از آنجايى كه تا قبل از وفات پيامبر انتظار مى‏رفت كه برخى از آيات نسخ شوند، اهل‏سنت و حاميان اين روايت آن را منطقى مى‏دانند.(5)

داستان مربوط به اين روايت از اين قرار است كه پس از كشته شدن بسيارى از حافظان قرآن در جنگ يمامه، ابوبكر از بيم از بين رفتن بخش عمده‏اى از قرآن دستور تدوين آن را صادر كرد و زيدبن‏ثابت آن را تدوين نمود. وى دستور داد تا آيات را از حافظان بشنوند و اگر دو شاهد وجود داشت آن را بنويسند.(6) اوراق نوشته شده نزد ابوبكر و سپس عمر باقى ماند و در نهايت به عثمان رسيد. عثمان اين اوراق را به صورت درآورد و نسخه‏هاى چندى از آن را به مناطق مختلف فرستاد و دستور داد اگر مجموعه ديگرى از آن يافت شد آن را بسوزانند.(7) اين نظريه اهل‏سنت باعث شد كه از همان ابتدا در روايات اهل‏سنت از دست رفتن بخشى از وحى قبل از آنكه ابوبكر آن را جمع‏آورى كند به رسميت شناخته شود. نمونه‏هاى فراوان آن را در روايات آنها مى‏توان مشاهده كرد. به عنوان مثال عمر در مورد يكى از آيات كه آن را به شكل مبهمى به ياد داشت بر اساس روايات اهل‏سنت گفته بود كه تنها حافظ اين آيه در جنگ يمامه كشته شده لذا اين آيه از بين رفته‏است.(8) اخبار مشابهى نيز در مورد مصحف عثمانى وجود دارد. اين اخبار حكايت از آن دارند كه‏

بسيارى از صحابه برجسته بخش‏هايى از وحى را كه خودشان از پيامبر شنيده بودند در مصحف عثمانى نمى‏يافتند. مثلاً ابى‏بن‏كعب سوره بيّنه را به شكلى كه ادعا مى‏كرد از پيامبر شنيده مى‏خواند و لكن اين سوره با آنچه در مصحف عثمان بود متفاوت بود.(9) اين مطالب كه در روايات خود اهل‏سنت آمده‏است موجب آن شد كه متكلمان شيعى براى ردّ نظرات اهل‏سنت از اين روايات استفاده جدلى بكنند. دو تن از مشهورترين متكلمان شيعه يعنى هشام‏بن‏حكم و هشام‏بن‏سالم در منازعات فرقه ايشان از اين ديدگاه اهل‏سنت استفاده كرده‏اند.(10) ابوعيسى ورّاق متكلم شيعى كتابى با عنوان «الحكم على سوره لم‏يكن» نوشته است.(11) عنوان اين كتاب دلالت بر آن دارد كه مؤلف بر ضد سنّيان(12) درباره حذف‏هايى از سوره بينه از روايات خودشان استفاده كرده كه برخى معتقد بودند شامل اخبارى بر ضد برخى از اشراف قريش بوده‏است. فضل‏بن‏شاذان نيشابورى بخش مفصلى از كتاب الايضاح را به از اهل‏سنت به سبب نقل اين نوع روايات كه وثاقت و اعتبار قرآن را زير سئوال مى‏برد اختصاص مى‏دهد.(13) بايد اشاره كرد كه تا نيمه نخست قرن سوم نظريات و اخبارى چون رواياتى كه محدثان اهل‏سنت نقل و تأييد مى‏كردند، هيچ جايى در جريان عمده تشيع نيافته بود محاسبى در قرن سوم مى‏گويد: شيعيان بر عثمان به دليل سوزاندن مصاحف و بخش‏هايى از قرآن جز مصحفى كه خود تدوين كرده‏بود، ايراد مى‏گرفتند.(14) بر اساس نقل محاسبى شيعيان بر اساس مبانى فقهى از عثمان خرده مى‏گرفتند كه سوزاندن قرآن بدعتى ناروا و مستلزم بى‏احترامى به وحى مكتوب است. اين نظريه با اين عقيده فقهى شيعه تأييد مى‏شود كه اجزايى از قرآن كه ديگر نمى‏توان از آن استفاده كرد، بايد دفن گردد يا با آب شسته شوند اما سوزانده نشوند. نظريه پنهان شده پشت اين عقيده آشكارا مبنى بر ارتباط بين آتش و گناه است و اشاره به اين است كه به آتش انداختن قرآن گناه است و بر ناروايى سوزاندن كتاب با آتش دلالت دارد و اين كه قرآن را بايد از سوزاندن دور داشت.(15) محاسبى اشاره‏اى به حمايت شيعيان از نظريه حذف و تبديل قرآن ندارد و اين نشانگر آن است كه در آثار قرن سوم هنوز مسأله تحريف قرآن على‏رغم اين كه موضوعى جدلى و مورد اشاره متكلمان شيعى بوده ولى عقيده تمام جامعه شيعه نبوده‏است.

ائمه و فقهاى شيعه در قرن دوم عقيده‏اى را كه متضمن تبديل و تحريف متن قرآن باشد، رد كردند. اين نكته با اين واقعيت مدلل مى‏شود كه در فهرست طويل شِكوه‏هايشان بر ضد سه خليفه، به هيچ وجه اتهام دست بردن به متن قرآن بيان نشده‏است.(16)

شكوه آنان بيشتر اين بود كه خلفاء و پيروانشان متن قرآن را حفظ ولى معناى آن را تحريف كردند.(17) تلاش ائمه براى جلوگيرى از مشكلاتى بود كه ممكن بود بوسيله روايات سنّى كه پيش‏تر به آن اشاره شد، بوجود آيد. به عنوان مثال آنان در برخى از موارد روايات را به گونه‏اى تأويل مى‏كردند كه وثاقت مصحف عثمانى را تأييد مى‏كرد. به عنوان مثال، نقلى از امام على(ع) گوياى اين مسأله است كه بخشى از قرآن درباره اهل‏بيت پيامبر سخن مى‏گويد و بخشى ديگر در مورد دشمنانشان.(18)

اين دو دسته‏بندى در مورد مصحف عثمانى ممكن بود اين ترديد را پديد آورد كه بخش‏هايى از قرآن محتملاً به دلايل سياسى از متن حذف شده‏است. لكن ائمه آن را به گونه‏اى ديگر تفسير كردند. بر اساس اين تفسير، هر آيه‏اى از قرآن كه درباره خوبى‏هاست، به اهل‏بيت پيامبر و هر آيه‏اى كه راجع به شر است به دشمنان اهل‏بيت اشاره دارد.(19) در احاديث ديگرى از ائمه اين مدعا كه در روايات قديمى سنيان مطرح شده كه نام على(ع) و اهل‏بيت پيامبر در آيات گوناگون وجود داشته‏است، رد مى‏شود. بر اساس اين روايات على(ع) و اهل‏بيت سبب نزول برخى از آيات بوده‏اند.(20)

ائمه به پيروانشان تعليم مى‏دادند كه قرآن را به عنوان كلمه قطعى خداوند و والاترين مرجع دين و معيارى براى بررسى كذب روايات پى‏گيرى كنند.(21) خطايى در قرآن وجود ندارد. ائمه بيان داشته‏اند: «قرآن حبل‏المتين الهى است و به دوره خاصى اختصاص ندارد. بلكه برهان ابدى و حقيقت جامعى براى همه افراد بشر است.(22) تنها جائى كه نظر ائمه با مصحف عثمانى تفاوت داشت، در سوره‏هاى ضحى و انشراح و قريش و فيل بود. ائمه و به دنبال آنها فقهاى شيعى تا امروز مدعى‏اند كه سوره‏هاى فيل و قريش، آنگونه كه از مصحف ابى‏بن‏كعب برمى‏آيد سوره واحدى هستند.(23)

به همين گونه آنها دو سوره ضحى و شرح را دو بخش از يك سوره واحد مى‏دانند. اين نظر را برخى از علماى سنّى نظير عمربن‏عبدالعزيز و طاووس‏بن نيز تأييد كرده‏اند.(24) با وجود اين بسيارى از قرائت‏ها، روايات و نظرات سنّيان، به احاديث شيعه راه يافت و به خطا به ائمه نسبت داده شدند. روشن است كه بسيارى از اين روايات شيعى دقيقاً رونويسى از مطالب ذكر شده در ادبيات حديثى اهل‏سنّت است كه در كتاب‏هايشان يافت مى‏شوند.(25)

تنها تفاوت در اين بود كه در اين زمان در كتب شيعى با استناد به برخى از رجال شيعه و گاهى با سلسله سند رجال غير شيعى اما متمايل به شيعه نظراتى كه دو سده در بين اهل‏سنت رواج داشت، ارائه مى‏شد. عامل ديگر كه ظاهراً در ورود اين نوع احاديث به ادبيات شيعى سهم داشته، علاقه خاص پيروان برخى جريان‏هاى الحادى غلو در ميان فرقه‏هاى شيعه بوده‏است.(26)

اساساً به واسطه تلاش‏هاى مقاوم گروه‏هاى غلات در ميان جامعه شيعه تمام مطالب مربوط به اين موضوع به شكل شگفت‏انگيزى در نيمه نخست قرن سوم بر مبناى روايات مورد پذيرش اهل‏سنّت - كه الگويى همانند با احاديث اهل‏سنت را دنبال مى‏كرد، شكل گرفت.

غلات تلاش‏هاى بيشترى در ديگر موارد مشابه، كه نام على(ع) يا اشاره‏اى به اهل‏بيت پيامبر مى‏توانست در آيه اضافه گردد، انجام دادند. به منظور طرح اين مدعا كه مورد يا مواردى عمداً از قرآن حذف شده‏اند، نفوذ جامعى از اين تلاشها در كتاب القراءات سيادى كه به كتاب التنزيل و التحريف نيز مشهور است، در دسترس است.

در آغاز ميانه قرن سوم هجرى بسيارى از محدثان شيعى تمايل داشتند تا وثاقت اين احاديث را بپذيرند. آنان همانند همتايان سنّى‏شان مدعى بودند كه در قرآن حذف و تبديل‏هايى صورت گرفته‏است. محدثانى چون على‏بن‏ابراهيم قمى و سعدبن‏عبداللّه اشعرى آشكارا در زمره اين گروهند. ديگر فقها به نقل رواياتى كه درباره اين موضوع بسنده كرده‏اند، بدون اينكه توضيح دهند كه وثاقت آن را قبول كردند يا خير. اين فقها عبارتند از محمدبن‏مسعود عياشى، محمدبن‏يعقوب كلينى، محمدبن‏عمر محمدبن‏ابراهيم نعمانى.

با اين حال، اتفاق نظرى درباره اين مسأله ميان محدثان شيعه نبود. به عنوان مثال، ابن‏بابويه كه نماينده شاخه عالم‏تر مكتب محدثان است و نظراتش غالباً بيانگر ديدگاه آنان است، اين نظر را قوياً رد مى‏كند. جايگاه ابن‏بابويه همچنين موجب روشن شدن عقيده غالب ميان شيعيان معاصرش مى‏گردد. او مى‏نويسد: عقيده ما اين است قرآنى كه خداوند به پيامبرش محمد(ص) وحى كرده‏است، همان قرآن مابين‏الدفتين است، و همان است كه در دست مردم است و غير از آن نيست... هر كسى كه مى‏گويد قرآن بيشتر از متن كنونى است، دروغگوست.(27)

همچنين در كتب ملل و نحل اهل‏سنت نيز به عدم اتفاق نظر فقهاى شيعه در آن زمان اشاره‏اى وجود دارد. اشعرى در مقالات الاسلاميين در خبرى، نظر شيعيان زمانش را در مورد اين مسأله به دو گروه تقسيم مى‏كند: گروهى معتقدند بخش‏هايى از اصل قرآن حذف شده‏است، گرچه امكان نداشته كه به متن چيزى اضافه و يا در متن دست‏كارى شده‏باشد. و گروه ديگر هر تغييرى را انكار مى‏كنند.(28) شريف مرتضى در مورد اختلاف شيعيان در اين زمينه، شيعيانى را معرفى مى‏كند كه از نظر همتايان سنّى خود در اين مسأله حمايت كرده‏اند. اين افراد گروهى از محدثانند كه نمى‏دانستند كه چه مى‏گويند و به كجا مى‏روند. آنان هميشه پيرو و دنباله‏رو روايات هستند و بدون تعقل آنچه را كه نقل شده چه خوب و چه بد مى‏پذيرند. ديدگاه اينان ارزش ندارد.(29)

سيد مرتضى ادامه مى‏دهد: «در اين نظريات فقها، متكلمان و مناظره‏گران عقل‏گراى مذهب، چون ابوجعفرابن‏قبه، ابوالاحوص، اعقاب و اسلافشان هيچ گاه به تأييد عقيده‏اى در مورد نقصان قرآن برنمى‏خوريم»(30) نظر محدثان در مقابل فقهاى شيعه قرن چهارم رو به انحطاط نهاد و نهايتاً در دهه‏هاى نخستين قرن بعدى از صحنه حذف گرديد.(31)

شايد فرقه‏هاى غالى در قرون بعدى به اين نظر اعتقاد داشته‏اند، گرچه هيچ مدركى وجود ندارد كه اين حدس را تأييد كند. امروز برخى از آثار شيعيان طرفدار غلو در هند و پاكستان برمى‏آيد كه مؤلفانشان بخش‏هايى از قرآن فعلى را از دست‏رفته مى‏دانند.(32) از پايان قرن چهارم تا كنون، كلاً هفت تن از فقهاى شيعه شناخته شده‏اند كه از عقيده حذف و تغيير در مصحف عثمانى - اساساً با اتكا به روايات سنّى درباره اين مسأله - حمايت كرده‏اند.(33) اين افراد تا حد بسيار زيادى وارثان فكرى محدثانند و فقه‏شان نيز شبيه به محدثان است. با اين حال نظر تحريف قرآن در ادبيات شيعه نكته‏اى حاشيه‏اى ماند و تنها برخى از محدثان قرن سوم و چهارم از آن حمايت كردند.

على‏رغم اين واقعيت مخالفان تشيع همه شيعيان سراسر تاريخ را متهم كرده‏اند كه متن قرآن را تحريف‏شده مى‏دانند قديمى‏ترين اظهار نظر از اين دست در آثار جاحظ معتزلى ظاهر مى‏شود كه همه شيعيان معاصرش را به چنين ديدگاهى متهم مى‏كند. اين نظر را ديگر متفكر معتزلى ابوالحسين خياط نيز تأييد كرده‏اند. با اين همه سبك و شيوه نگارش اين دو مؤلف در وصف نظريات همه جامعه شيعه مبتنى بر نظريات برخى از افراد شيعى است و غالباً مقصود از متكلم و مجادله‏گراى شيعى هشام‏بن‏حكم است كه اين منابع مدعى‏اند نظرى نادرست در مورد قرآن داشته‏است.

اين نكته در مورد كتاب خياط صادق است. كتاب وى اثرى است خشم‏آلود، مملو از كلمات تند در حمايت از مجادلات فرقه‏اى و اين امر فرد را وامى‏دارد تا به دليل تمايلات معتزلى و ضد شيعى خياط در رهيافت او شك كند. و اما سومين معتزلى اين قرن ابوعلى‏جبّايى نيز چنين نظرى را به همه شيعيان بدون تمايز نسبت داده‏است.(34) اين گفته ابوالحسن اشعرى كه شيعيان در زمان وى دو گروه بوده‏اند از روايات سه فرد معتزلى دقيق‏تر است باقلانى، دنباله‏رو اشعرى، از غلات شيعه نيز سخن مى‏گويد، كه اخبارى دال بر موضوع تحريف جعل كرده‏بودند.(35)

قاضى عبدالجبار معتزلى ادعاى شيعيان را كه نسل نخست مسلمانان متن قرآن را تغيير داده‏اند ذكر مى‏كند،(36) گرچه در اثرى ديگر گفته‏است كه بسيارى از مناظره‏گران عقل‏گراى كلامى شيعه و شيعيان پيرو ديدگاههاى عقلى از اين اتهام مبرا هستند.(37) معتزليان بعدى و نيز برخى از اشعريان اقوال مشابهى را بدون هيچ گونه توضيح بيشترى ذكر كرده‏اند. چند دهه بعد ابن‏حزم اندلسى همه اماميه گذشته و حال را به اعتقاد به تحريف متن قرآن بواسطه افزودن‏ها، حذف‏ها و تبديل‏هايى متهم كرده‏است.

تنها استثناهايى كه او ذكر مى‏كند، شريف مرتضى و دو تن از شاگردان وى هستند كه نظر تحريف را رد كرده و هر كسى را كه قرآن را تحريف‏شده بداند، كافر دانسته‏اند(38) اگر اين اتهام درست باشد، چگونه شريف مرتضى و همچنين ابن‏بابويه نيم قرن قبل از وى و طوسى نيم قرن بعد از او به صراحت گفته‏اند كه فقط گروهى از محدثان شيعى از نظر تحريف متن قرآن حمايت مى‏كنند. ابومظفر اسفراينى فراتر رفته و گفته‏است كه اماميه همگى توافق دارند كه قرآن با افزودن‏ها و كاستن‏هاى صحابه تغيير يافته‏است.(39)

بيشتر مجادله‏گران سنى مخالف شيعه تا زمان حال اين نظر را غالباً بدون پذيرش هيچ استثنايى بيان كرده‏اند. بسيارى از محققان جديد مسايل اسلامى از جمله ايگناس (40) اين روايات و گفته‏ها را صحيح دانسته و سخنان مشابهى گفته‏اند.

جالب‏تر، سنّيان متأخر هستند كه حتى شيعيان را به دليل مخالفت با اجماع ديگر مسلمانان - يعنى سنّيان - آغازگر اين نظر دانسته‏اند.

مؤلفانى چون زمخشرى و مؤلف اثر مجهول‏التأليف بعض فضائح الروافض داستان حيوان اهلى را كه وارد خانه عايشه شد و كاغذى را خورد كه بر روى آن دو آيه ثبت شده‏بود به شيعيان نسبت مى‏دهند. با اين كه اين داستان را منحصراً سنيان نقل كرده‏اند و حتى رجال اين حديث را موثق دانسته‏اند.(41)

محمد عبدالعظيم زرقانى غلات شيعه را سرزنش مى‏كند؛ چرا كه به زعم وى آنها مدعى‏اند كه آيات قرآن در متن اصلى از لحاظ تعداد بيشتر بوده‏اند و سوره احزاب بزرگتر از متن كنونى بوده‏است و آيه 23 سوره احزاب اساساً اين گونه خوانده مى‏شده‏است:

«و كفى الله المومنين القتال بعلى بن ابيطالب»(42)

آن گونه كه قبل از اين اشاره كرديم، همه اين مدعيات از مدعيات اهل‏سنّت بوده‏است.(43)

------------------------------

پي نوشت ها:

1) زركشى، البرهان فى علوم القرآن، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم (قاهره، 1957) ص 235، و ص 238 و 237، السيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، تصحيح همان (قاهره، 1967)

2) سوره بقره آيه 106

3) سوره نحل آيه 101

4) ابن‏سعد، الطبقات الكبرى، ، 1904، ج 3، ص 211؛ ابن‏ابى‏داوود، كتاب المصاحف، ، 1937، ص 10

5) بيهقى، دلايل النبوه، ج 7، ص 154؛ زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج 1، ص 235 و 262

6) يعقوبى كتاب ، بيروت 1960، ج 2 ص 15؛ طبرى، تاريخ، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، 1981، ج 3، ص 296

7) بخارى، صحيح، ج 3، ص 393 و ص‏394؛ ، سنن، ج 4، ص 347 و ص 348

8) ابن‏ابى‏داوود، كتاب المصاحف، ص 10 نمونه‏هاى ديگرى نيز وجود دارند كه در منابع زير يافت مى‏شوند: مالك‏بن‏انس، ، تحقيق محمد فؤاد عبدالباقى، (قاهره 1951م) ج 2، ص 824؛ سيوطى اتقان، ج 1، ص 206؛ احمدبن‏حنبل، مسند، ج 5، ص 183؛ السيوطى، اتقان، ج 3، ص 82 و ص 86؛ السيوطى، الدار المنثور، ج 5، ص 180؛ احمدبن‏حنبل همان، ج 6، ص 269؛ سيوطى، اتقان، ج 3، ص 84، عبدالرزاق، المصنف، ج 7، ص 379 و ص 380 و ص 50 و ص 52 و...

9) احمدبن‏حنبل، مسند، ج 5 ص 132؛ ترمذى، همان، ج 5، ص 132

10) خياط، الانتصار، ص 41؛ سيارى، الجامع فى القرآن، ص 420

11) نجاشى، كتاب الرجال، ص 372

12) نجاشى، همان، ص 48

13) فضل‏بن‏شاذان، كتاب الايضاح، ص 209 و ص 229

14) محاسبى، فهم‏السند، ص 240

15) محاسبى، فهم‏القرآن، ص 398 و ص 411

16) كلينى، كافى، ج 8، ص 62 - 59

17) همان، ص 54 و 53

18) يعقوبى، تاريخ، ج 2، ص 136

19) العياشى، كتاب التفسير، ص 10 - 9 - شرف‏الدين استرآبادى، تأويل الآيات ؟؟؟، ج 1، ص 20 - 18

20) كتاب التفسير، (نجف 1354/1935)، ص 38 - 36؛ العياشى، همان، ج 1، ص 168

21) كلينى، همان، ج 1، ص 7 - 69؛ ابن‏بابويه، عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 21

22) ابن‏بابويه، همان، ج 2، ص 130

23) سيوطى، اتقان، ج 1، ص 328

24) فخر رازى، تفسير كبير، ج 32، ص 2؛ سيوطى، اتقان، ج 1، ص 228

25) براى يافتن نمونه‏هاى اين مورد رجوع كنيد به: عياشى، كتاب التفسير، ج 1، ص 170 - 169 كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 345 و 344؛ كلينى، همان، ج 2، ص 634؛ ابن‏بابويه، ثواب‏الاعمال، ص 100

26) باقلانى، الانتصار، ص 310

27) ابن‏بابويه، رسالة فى الاعتقاد، (تهران، 1370)، ص 93

28) اشعرى، مقالات، ج 1، ص 115 - 114

29) شريف مرتضى، جوابات الملايل ؟؟؟؟ الاولى، منقول در طبرسى، مجمع‏البيان، ج 1، ص 31

30) اسداللّه التوسترى، كشف‏اليقين، ص 205 به نقل از شريف مرتضى

31) مجمع‏البيان، ج 1، ص 30

32) جعفريان، افسانه تحريف قرآن، ص 66

33) به عنوان مثال رجوع كنيد به حسين نورى، فصل‏الخطاب، ص 328 - 325

34) ابن‏طاووس، سعدالسعود، ص 144، به نقل از تفسير القرآن جبايى.

35) باقلانى، الانتصار، ص 310

36) عبدالجبار، تثبيت دلايل النبوة، ص 131

37) عبدالجبار، المغنى، ج 20، بخش اول، ص 38

38) ابن‏حزم، الفصل فى الملل و و النحل، ج 5، ص 4

39) اسفراينى، التبصيرفى‏الدين، ص 41

40) See Did Richtungen der Sslamischen Koranasiegung

41) زمخشرى، كشاف، ج 3، ص 518

42) زرقانى، متاهل العرفان، قاهره، چاپ سوم، ج 1، ص 280

43) سيوطى، اتقان، ج 1، ص 242؛ كلينى، كافى، ج 2، ص 634

 
1 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: چه کسانی مقدسات شیعیان را نشانه گرفته‌اند؟!

      این نظر در تاریخ جمعه, 29 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: طریقت؛ بهانه ‏ای برای فاصله گرفتن از شریعت!

      این نظر در تاریخ چهارشنبه, 27 اردیبهشت 1391 توسط بابک نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: چرا اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بر پنهان داشتن قبر خود وصيت و اصرار داشت؟

      این نظر در تاریخ دوشنبه, 25 اردیبهشت 1391 توسط مری نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: مدیر شبکه وهابی وصال حق؛بالا گرفتن نزاع میان دو شبکه هم نام وهابی!

      این نظر در تاریخ یکشنبه, 24 اردیبهشت 1391 توسط mm نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 0 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 262 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute