جمعه , 29 , ارديبهشت , 1391 , 4:41 ق.ظ

تاریخ انتشار: شنبه, 08 اسفند 1388 کد خبر: 998
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
تصوير اسلام و مسلمانان در کتب درسي رژيم صهيونيستي

كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي، هجرت شريف پيامبر را «گريختن» مي‌دانند و در مورد معجزه معراج پيامبر و اسراء مي‌گويند: «آن، افسانه و خرافاتي بيش نيست كه اسلام و پيامبرش آن را به وجود آورده‌اند و مسلمانان به اين دليل آن را باور دارند كه محمد خود، آن را براي خانواده و يارانش تعريف كرده است»...

كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي، هجرت شريف پيامبر را «گريختن» مي‌دانند و در مورد معجزه معراج پيامبر و اسراء مي‌گويند: «آن، افسانه و خرافاتي بيش نيست كه اسلام و پيامبرش آن را به وجود آورده‌اند و مسلمانان به اين دليل آن را باور دارند كه محمد خود، آن را براي خانواده و يارانش تعريف كرده است». برخي از اين كتاب‌ها حاوي تصاويري از پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) در جايگاه‌هاي مختلف است كه شايستة شأن پيامبري نيست و به هيچ وجه به عقايد و احساسات مسلمانان احترام نگذاشته‌اند.

اين پژوهش در پي آن است كه مشخص كند چه تصويري از اسلام و مسلمانان و عرب‌ها در كتاب‌هاي درسي رسمي رژيم صهيونيستي ارائه مي‌شود. اين كتاب‌ها چه نقشي در ارائة تصوير مسلمانان و عرب‌ها در جامعة اسرائيل دارند و چگونه در شكل‌دهي ذهن دانش‌آموزان تأثير مي‌گذارند و دانش‌آموز با دريافت اين آگاهي‌ها، چگونه با جامعة خود و جوامع اطراف خود برخورد مي‌كند و البته اين كتاب‌ها در شكل‌دهي ديدگاه، افكار و ذهنيّت دانش‌آموزان در طول مراحل تحصيلي‌شان، نقش بسيار مؤثري دارد.

براي پرداختن به اين پژوهش، گروهي پژوهشگر به تجزيه و تحليل كتاب‌هاي درسي رسمي رژيم صهيونيستي پرداخت. گروه پژوهشگران، دو روش را براي رسيدن به اين هدف برگزيد: 1. تحليل محتواي كتاب‌ها 2. تجزيه و تحليل پيام‌هايي كه از آن كتاب‌ها دريافت مي‌شود. اين گروه در ضمن پژوهش‌هاي خود به ترجمه‌هاي اين كتاب‌ها بسنده نكرد. بلكه در كنار ترجمه، از متن اصلي كتاب‌ها نيز با ذكر نام كتاب و شمارة صفحه، استفاده كرد.

تجزيه و تحليل محتوا
تجزيه و تحليل مطالب اين كتاب‌ها به اين صورت انجام گرفت:

1. مقايسة مطالبي كه در اين كتاب‌ها در مورد دين اسلام آمده با مطالبي كه در آنها در مورد اديان ديگر آمده است.
2. بررسي و مطالعة سياق و بافت‌هايي كه از اسلام در آن ياد شده يا مطالعه و بررسي موضوعاتي كه به دين اسلام مربوط است.
3. تمركز بر متون و نوشته‌ها و اسناد و عناوين موضوعات و همچنين تمركز بر تصويرها، عكس‌ها و نقشه‌ها.
4. بررسي و مطالعه تصاوير و نقش‌ها و آثار هنري و عنوان‌هاي اصلي كتاب‌ها و هر چه كه به طور كلي براي رساندن پيام‌ها و مفاهيم پنهان به كار مي‌رود.
5. مطالعه و بررسي دقيق معاني و مفاهيم كلمات و اشارات آنها و پيامدهاي عاطفي و فرهنگي و تمدني و ديني مربوط به آن.
6. پژوهش در مورد آنچه كه متون در مورد آن سكوت كرده، از طريق روشن ساختن پيام‌هاي ضمني و رمزهاي موجود داخل متن يا به بيان ديگر، بازجويي و واپژوهي متن.
7. استفاده از روش‌هاي گزينشي در ارائة اطّلاعات و به كارگيري آن و ژرف‌نگري در اعماق سطوح مختلف پيام‌هاي آن در اين متون.

در اين پژوهش محتوا و پيام‌هاي 23 كتاب درسي رسمي مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
بي‌گمان كتاب‌هاي درسي، نقش اصلي را در شكل‌دهي ذهن و انديشه دانش‌آموزان، ايفا مي‌كنند و تا حد بسيار زيادي، چگونگي رفتار و برخورد دانش‌آموز با جامعة خود و جوامع اطراف را مشخص مي‌كند و اينها همه تحت تأثير آن طرح‌ها و تصاوير روشمندي است كه اين كتاب‌ها در طول مراحل مختلف تحصيلي به دانش‌آموزان ارائه مي‌دهند.

اين پژوهش، در پي آن است كه تصوير عرب‌ها و مسلمانان در كتاب‌هاي درسي را در مراحل مختلف آموزشي و در مدارس ديني مورد بررسي قرار دهد و نقش آنها را در تشكيل تصوير روشمند از عرب‌ها و مسلمانان مشخص كند.
نتايج اين پژوهش و تحليل تحت ابعاد عناوين زير بيان شده است:

1. بعد اسلامي
2. بعد قوميتي
3. بعد صهيونيستي
4. بعد سياسي
5. نتايج و توصيه‌ها

اين پژوهش، اين ابعاد يا محورها را با تمركز بر عناوين و موضوعات اصلي كه در بيشتر كتاب‌هاي شده، مورد بررسي و مطالعه قرار داد. اين موضوعات، تقريباً ساختار اصلي مفاهيم و ارزش‌هاي آنها را تشكيل مي‌دهد و اين پيام‌هاي تربيتي و آموزشي، در تمام كتاب‌هاي درسي كه مورد تحليل و بررسي قرار گرفت، تجلي دارد.

اين گروه پژوهشي همچنين اقدام به تحليل كيفي اين نمونه از كتاب‌ها كرد تا بافت و سياق‌ها و افكاري كه گروه‌ها و واحدهاي تحليل ابعادي كه پژوهش بر آن تمركز دارد، معاني و مفاهيمي كه گرايش‌هاي مثبت يا منفي يا بي‌طرفانه نسبت به عرب‌ها و مسلمانان و اسلام دارند، را دريابد.


اوّل: بعد اسلامي
گروه تحليل محتواي كتاب‌هاي درسي در اين بخش به برخي موضوعات مانند پيامبر(ص)، قرآن، اصول دين اسلام،‌جهاد و تروريسم و اسلام به عنوان يك دين پرداخت.

1. دين: نتايج تحليل و بررسي اين كتاب‌ها نشان داد كه كتاب‌هاي درسي اسرائيل، دين اسلام را با خشونت و شمشير ربط داده و تأكيد كرده است كه دين اسلام با شمشير گسترش يافته است. اين كتاب‌ها در جاهاي مختلف مدعي شده‌اند كه دين اسلام، دين شمشير است.

در اين چارچوب، در برخي كتاب‌ها، تصاويري به چاپ رسيده است كه ادعا مي‌كند دين اسلام ارتباط تنگاتنگي با خشونت دارد. يكي از اين كتاب‌ها، تصوير مسجدي را چاپ كرده و در اين تصوير مشاهده مي‌شود كه «سپاه اسلام» در كنار آن مسجد هستند و در پايين اين تصوير، نماد و آرم جنگ نزد مسلمانان كه عبارت از دو شمشير كه يك هلال از بالا بر روي آن است، مشاهده مي‌شود، سپس اين كتاب در شرح اين تصوير اين مطلب را آورده است: «اسلام، دين جنگجويان»...

اين كتاب‌ها در تأكيد بر نكتة ارتباط دين اسلام با خشونت، از عبارت «فتوحات اسلامي» استفاده كرده‌اند تا بگويند اين فتوحات «اشغال اسلامي» سرزمين‌هاي مختلف بوده و جنگ‌هاي اسلام، فتوحات اسلامي ناميده شده است. در متن اين كتاب‌ها آمده است: «عمليات اشغال اسلامي، بزرگ‌ترين حملات جنگي در تاريخ بشريت به شمار مي‌آيد و عنوان مي‌كنند كه جهان از زمان اسكندر مقدوني يعني قرن چهارم ميلادي تا آن زمان، مانند آن را مشاهده نكرده بود». اين كتاب‌ها، عرب‌هاي فاتح را، اشغالگر ناميده است و فتوحات اسلامي را نيز به منزلة حملة نظامي به قصد به اشغال درآوردن سرزمين‌هاي ديگر دانسته است. البته اين سخن با آيات قرآني كه تجاوز به ديگران را حرام مي‌داند و جنگ را فقط براي دفاع از خود جايز مي‌داند، در منافات است. قرآن كريم در اين مورد مي‌فرمايد: «و قاتلوا في سبيل الله الّذين يقاتلونكم و لاتعتدوا إنّ الله لايحبّ المعتدين».

اين كتاب‌ها، تأكيد مي‌كنند كه مسلمانان، مردم جهان را به دو گروه مؤمنان و كافران تقسيم مي‌كنند و در متون مورد نظر آمده است: «مسلمانان، ساكنان جهان را به دو گروه تقسيم كرده‌اند: 1. دار الاسلام كه همان مسلمانان هستند. 2. دار الحرب».

مؤلّفان در اين ميان اشاره نكرده‌اند كه اين تقسيم‌بندي ناشي از سياست دشمناني است كه به مسلمانان حمله مي‌كنند. دانشمندان مسلمان، متفق‌القولند كه اصل در روابط ميان مسلمانان و غيرمسلمانان، صلح و آرامش است نه جنگ.

در برخي از اين كتاب‌هاي درسي آمده است كه دين اسلام، از طرف خدا نيست، بلكه از طرف محمد، بر قبايل شبه‌جزيرة عربستان تحميل شده است و آمدن اسلام باعث به وجود آمدن مشكلات زيادي براي مسلمانان شده است. اين دين و باور جديد، زندگي مردم در صحرا را سخت و دشوار كرده. امّا حقيقت، عكس اين است، زيرا اسلام در تمام ميادين و حوزه‌ها، انقلابي برپا كرده است، كه باعث به وجود آمدن تمدن اسلامي عربي شد و اين تمدن، زندگي بشر در صحرا و شهرها را بسيار آسان‌تر كرد.

2. پيامبر، حضرت محمد(ص): كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي، پيامبري حضرت محمد(ص) را به رسميت نشناخته و ايشان را فرستاده خداوند بزرگ و بلندمرتبه نمی‌دانند. در اين كتاب‌ها اينگونه القا مي‌شود كه محمد خود ادعا مي‌كرد كه خداوند او او را برگزيده و به پيامبري مبعوث كرده و او خودسرانه خود را فرستادة الهي خوانده است. آنها همان‌گونه كه حضرت موسي(ع) و حضرت عيسي(ع) را با صفت پيامبر آمده، از پيامبر چنين توصيفي ندارند و بدون ارج‌گذاري جايگاه ايشان، به عنوان يك پيامبر، از ايشان تنها با عنوان «محمد» ياد كرده‌اند.

بسياري از اين كتاب‌هاي درسي، هنگامي كه نام حضرت محمد را ذكر مي‌كنند، به هيچ عنوان كلمات احترام‌آميزي كه پيش يا پس از نام پيامبران ديگر به كار مي‌برند، به كار نمي‌برند. اين كتاب‌ها مي‌گويند پيامبر(ص) مؤسس و بنيانگذار دين اسلام است و او تا سال 622 م. در مكه سكونت داشته و خداوند به او تجلي كرد و بر اثر اين تجلي الهي، محمد از ساكنان مكه خواست كه به خداي واحد ايمان بياورند امّا ساكنان مكه به مخالفت با او پرداختند، زيرا آنها از زيان ديدن منبع روزي‌شان و همچنين عقايد و باورهايشان، در صورت منتفي شدن عبادت در كعبه، هراس داشتند، كعبه‌اي كه در آن زمان، ساكنان شبه‌جزيرة عربستان، بت‌هاي خود را در آن مي‌گذاشتند و آنجا تبديل به مركز عبادت بت‌ها شده بود. محمد از ترس جان خود، همراه با خانواده‌اش به يثرب گريخت و مردم يثرب اسلام را نپذيرفتند. اين گريختن، هجرت ناميده شد و هجرت محمد به يثرب، آغاز تقويم مسلمانان است كه در سال 622 م. صورت گرفت. از آن زمان به بعد، باورهاي محمد در شبه جزيرة عربستان گسترش يافت و محمد توانست مسلمانان را متّحد كند و آنها را در چارچوب يك گروه متحد و واحد گرد هم آورد. محمد اين كار را يا با قانع كردن قبايل مختلف انجام مي‌داد، يا با زور شمشير. اينگونه، محمد، امت اسلامي را بنيان‌گذاري كرد و آنها را از جنگ با هم برحذر داشت. در مقابل، محمد از مؤمنان به خود خواست كه براي گسترش اسلام در تمام جهان، دست به حملاتي بزنند.

اينجا ملاحظه مي‌شود كه مؤلفان اين كتاب‌ها، آيه‌هايي از قرآن را كه حمله و تجاوز به ديگران را حرام مي‌دانند، ناديده مي‌گيرند. آيه‌هايي مانند آية 190 سورة بقره. قرآن كريم مجبور كردن غيرمسلمانان را به گردن نهادن به دين اسلام را نيز منع كرده و در آية 256 سورة بقره مي‌فرمايد «لا إكراه في الدين».

كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي، هجرت شريف پيامبر را «گريختن» مي‌دانند و در مورد معجزه معراج پيامبر و اسراء مي‌گويند: «آن، افسانه و خرافاتي بيش نيست كه اسلام و پيامبرش آن را به وجود آورده‌اند و مسلمانان به اين دليل آن را باور دارند كه محمد خود، آن را براي خانواده و يارانش تعريف كرده است». برخي از اين كتاب‌ها حاوي تصاويري از پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) در جايگاه‌هاي مختلف است كه شايستة شأن پيامبري نيست و به هيچ وجه به عقايد و احساسات مسلمانان احترام نگذاشته‌اند.

برخي از اين كتاب‌ها به ذكر برخي عادات و خصال براي پيامبر مي‌پردازند كه حاوي صفات منفي است و پيامبر را شخصي كه در بيداري غرق خواب است، و شخصيتي جنگجو و مخترع دين اسلام، توصيف مي‌كنند و به گونه‌اي ايشان را به تصوير مي‌كشند كه گويي ايشان به دور از فروتني، تسامح، بخشش، پارسايي و ساده‌زيستي بوده؛ صفاتي كه ايشان و ديگر پيامبران با آن شناخته مي‌شدند.

برخي از اين كتاب‌ها تلاش مي‌كنند جايگاه پيامبر اسلام(ص) را به عنوان يك پيامبر پايين بياورند و ايشان را به گونه‌اي به تصوير مي‌كشند كه گويي دعوت ايشان دنيوي بوده نه ديني. برخي از اين كتاب‌ها، اينگونه بيان مي‌كنند كه پيامبر با خلفا همانند كساني شبيه به كارمندان يك سيستم حكومتي كه مقام نماينده يا كارگزار، رئيس دارند، برخورد مي‌كرد و البته اين نكته به طور كامل عاري از حقيقت است.

با تجزيه و تحليل اين متون همچنين مشاهده مي‌شود كه اين كتاب‌ها قصد دارند ذهنيت و تفكر دانش‌آموزان يهودي را به سمت و سوي خاصي بكشانند و به آنها موضع‌گيري خاصي را القاء كنند و آن تثبيت واقعيتي است كه يهوديان از آغاز برانگيخته شدن پيامبر، آن را به عمل درآوردند و آن واقعيت چيزي جز، به رسميت نشناختن محمد(ص) به عنوان پيامبر و فرستاده خداوند نبود و آنها مي‌خواستند بگويند دين اسلام،‌ چيزي جز انديشه‌ها و مفاهيمي كه محمد از يهوديان و مسيحيان گرفته نيست، آنها مي‌گفتند محمد آن مفاهيم را از آنان گرفته و به صورتي كه عرب‌ها آن را بفهمند، براي آنان بيان كرده است. اين كتاب‌ها، فراموش كرده‌اند كه قرآن تصديق كننده تورات و انجيل است.

3. نگرش آنها به قرآن: مطالعه و بررسي كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي نشان داد كه مؤلفان قصد القاي مفهوم مقدس نبودن قرآن كريم به دانش‌آموزان را دارند. اين كتاب‌ها، قرآن را ساخته و پرداخته و بافتة ذهن محمد(ص) مي‌داند و مي‌گويند بيشتر مطالب قرآن در كتاب‌هاي ديني يهوديان آمده است. برخي از اين كتاب‌ها زبان قرآن را همان زبان تورات مي‌دانند و مي‌گويند قرآن برگرفته از تورات است. قرآن كريم ـ بنابر گمان برخي از كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي ـ كتابي است كه حاوي تعدادي پيش‌بيني و پيشگويي در مورد آينده است. در چارچوب اين تصور نادرست، برخي از اين كتاب‌ها اشاره مي‌كنند كه محمد قرآن را از آسمان پس از معراج رفتن و در حادثة اسراء، فرود آورده است. محمد از قدس به آسمان عروج كرد و قرآن را از آنجا نازل كرد. آنها با اين مطالب، مي‌خواهند اين حقيقت را كه قرآن با وحي الهي بر پيامبر فرو فرستاده شده، انكار كنند. برخي از كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي، براي بيان عناصر تشكيل‌دهنده دين اسلام و كلمات و عبارات اسلامي، از عبارات و كلمات ديني يهودي استفاده مي‌كنند: آنها قرآن را تورات محمد به شمار مي‌آورند و احاديث نبوي و سنت را تورات شفاهي مي‌دانند كه قرآن را كامل مي‌كند. اين در حالي است كه اسلام، اصل آزادي اديان را محترم مي‌شمارد و دين يهوديت و مسيحيت را تصديق مي‌كند و آن را آسماني و الهي مي‌داند. امّا آنها به هيچ وجه عقايد و احساسات مسلمانان احترام نمي‌گذارند.


4. اصول دين اسلام: با تجزيه و تحليل كتاب‌هاي درسي آموزش عمومي و مدارس ديني رژيم صهيونيستي به اين نتيجه مي‌رسيم كه اين كتاب‌ها در پي بد و نادرست جلوه دادن آداب و مناسك اسلامي در حال حاضر هستند و آن آداب و مراسم را عادت بت‌پرستي كهن مي‌دانند كه پيامبر با اندك تغييراتي، آن را به صورت كنوني درآورده است. بنابر گمان اين كتاب‌ها، اصول دين اسلام را پيروان اين دين تعيين كرده‌اند و از جانب خداوند مشخص و تعيين نشده است. اين كتاب‌ها باورهاي دين يهودي را با باورها و اعتقادات دين اسلام با طرح اين شبهه كه پيامبر از يهوديان، مسيحيان در طي سفرهايش تأثير پذيرفته است، خلط كرده‌اند. اين كتاب‌ها، آيات قرآني مربوط به اصول دين اسلام را ناديده گرفته‌اند.

اين كتاب‌ها، سعي مي‌كنند دين اسلام را نسخة تغيير و تعديل يافتة دين يهوديت و آداب و مراسم آن را برگرفته از تورات بدانند و مي‌گويند: محمد تلاش طاقت‌فرسايي براي مطابقت دادن دين خود با دين يهوديت و همسو كردن با آن انجام داده است. از نظر آنها محمد(ص) به پيروانش دستور داده روزة روز بخشش يهوديان را بگيرند و به سوي قدس نماز بخوانند و زماني كه او با مقاومت يهوديان در مقابل دين او مواجه شد، دست از تقليد آداب و مناسك دين يهودي برداشت و به پيروانش دستور داد ماه رمضان را روزه بگيرند و در آن ماه، نماز زيادي بخوانند و بسيار صدقه بدهند و سه روز پس از پايان ماه جشن بگيرند، اين در حالي است كه عيد فطر تنها يك روز است. اين كتاب‌ها تصور مي‌كنند هدف از اين كار، پوشاندن لغزش‌ها، خطاها و گناهاني است كه در اين ماه مردم مرتكب آن شده‌اند. البته اين سخنان با اجماع نظر دانشمندان مسلمان در مورد روزه ماه رمضان منافات دارد، زيرا دانشمندان و علماي مسلمان. ماه رمضان را يك عبادت ديني و روحي مي‌دانند كه در آن با مستمندان و تهيدستان اعلام همبستگي مي‌كنند. اين كتاب‌ها تصور مي‌كنند كه محمد به پيروانش دستور داده تا زمان نماز پايان هفته را از روز شنبه به روز جمعه، تغيير دهند. اين كتاب‌ها، همچنين حاوي اطلاعات نادرستي از حج است. از جمله اينكه قرباني كشتن، مراسمي است كه با آن مراسم حج پايان مي‌يابد. اين كتاب‌ها بيان مي‌كنند كه محمد يك متن ديني جديد آماده كرد كه با اين عقيده جديد همسو است و لغو يك عادت قديمي مانند حج براي او بسيار دشوار بود، عادتي كه در جاي جاي شبه جزيرة عربستان رايج بود و مردم در زمان بت‌پرستي آن را انجام مي‌دادند. به همين دليل بود كه آن مراسم قديمي بت‌پرستي (حج) تغييري نكرد، هرچند مراسم جديدي به آن اضافه شد. حال اين سؤال پيش مي‌آيد كه چگونه برچيدن يك عادت بت‌پرستانة قديمي و كهن براي پيامبر اسلام(ص) دشوار بود، در حالي كه ايشان بت‌پرستي را به طور كلي از ميان برداشت.


5. جهاد: با تحليل و تجزيه محتواي كتاب‌هاي درسي رژيم صهيونيستي، متوجه مي‌شويم كه آنها ميان جهاد و خشونت تفاوتي قائل نيستند، بلكه آنها گاهي اوقات، تلاش مي‌كنند جهاد را نوعي خشونت و اشغال‌گري و تجاوز بدانند. در اين كتاب‌ها نوشته شده است كه مشاركت در امر جهاد واجب است و اين يكي از سفارش‌هاي اكيد و اصلي دين اسلام است. مؤلفان اين كتاب‌ها، تصور مي‌كنند جهاد، اصلي است كه به پنج اصل ديگر دين اسلام اضافه مي‌شود به همين دليل هر دست به اين جنگ مقدس نزند، گناهكار است. اين كتاب‌ها حاوي برخي مفاهيم نادرست در مورد جهاد است، از جمله اينكه، هر كس به جنگ و جهاد بپردازد، ثروت و ستايش نصيب او خواهد شد و جنگجويي كه در اين جنگ مقدس، جانش را از دست مي‌دهد، شهيد (قدّيس) ناميده مي‌شود. زيرا در راه خدا جانش را داده است. مشاهده مي‌شود كه در بيان اين مطالب، از كلمات و عبارت‌ها و اصطلاحات برگرفته از ميراث ديني يهودي و مسيحي استفاده شده است؛ مانند كلمة «قدّيس». همچنين، مشاهده مي‌شود كه مؤلفان اين كتاب‌ها معني اصلي و درست جهاد در اسلام را ناديده گرفته‌اند. از جمله اينكه جهاد، تنها براي دفاع از خود بوده است و دفاع، در قوانين بين‌المللي جديد نيز جايز و قانوني به شمار مي‌آيد. امّا آياتي كه به مسلمانان دستور مي‌دهد به جنگ با ديگران بپردازند، بايد در جاي خود مورد بحث و بررسي قرار گيرند و به طور كلي، علت اين دستورها، پاسخگويي به حملات و تجاوزات ديگران بوده است.


6. تروريسم: در اين كتاب‌ها، مطالبي آمده كه تأكيد مي‌كند ميان اسلام و مسلمانان و خشونت، رابطة تنگاتنگي وجود دارد و البته اين خود، مقدمه‌اي است براي ربط دادن اسلام و مسلمانان به تروريسم. آنها اين كار را از طريق بد و نادرست جلوه دادن مفهوم جهاد از يك سو و معرفي كردن فتوحات اسلامي به عنوان اعمال خشونت‌آميز و شبه ترور، انجام داده‌اند. آنها دين اسلام را دين شمشير دانسته و مقاومت در مقابل اشغال اسرائيلي‌ها را با اين مسئله در هم آميخته و اين مقاومت را دستاويزي براي القاي اين مطلب كه اسلام دين خشونت است، قرار داده‌اند.

همچنين، اين كتاب‌ها، حاوي مطالبي در مورد فتوحات اسلامي است و آن را نشانگر روحية دشمني و جنگ‌طلبي و خشونت عرب‌ها دانسته است. در يكي از اين كتاب‌ها، اين مطلب آمده است: «خلفا كه همان جانشينان محمد بودند، از روحية جنگ‌طلبي و خشونت عرب‌ها براي مقابله با كافران موجود در خارج از شبه جزيرة عربستان، استفاده كردند و عرب‌ها را به جنگ امپراتوري ايران و مسيحياني كه در امپراتوري بيزانس سكونت داشتند، روانه كردند.

با مطالعة كتب تاريخي و سيرة نبوي، متوجه مي‌شويم كه جنگ ضد بيزانسي‌ها، جنگي پيشگيرانه بوده است؛ زيرا هنگامي كه پيامبر اسلام(ص) نامه‌هايي براي امپراتور بيزانس و برخي از فرمانروايان فرستاد و آنها را دعوت به پذيرش دين اسلام كرد، امپراتور بيزانس، با تهديد پاسخ اين نامه را داد و گفت مسلمانان را از بين مي‌برد، امّا فرمانروايان مصر و حبشه، نه پاسخ مثبت دادند و نه پاسخ منفي و نه كسي را تهديد كردند و به همين دليل بود كه پيامبر(ص) دست به يك جنگ پيشگيرانه برضدّ آنها زد.
-------------------------------
علي بن صالخ الخبتي - ماهنامه موعود شماره 98
پي‌نوشت‌ها در دفتر مجله موجود است.
منبع:mouood.org

 
1 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: بهائیان دست به دامن جزیره گوآم شدند

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط بهمن نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: کشیش هرمز شریعت؛زن مطلقه ایرانی، در حقیقت یک فاحشه است!!!

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط بهمن نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: شاهین نجفی؛ فرزند نامشروع فتنه و غرب

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط jalil نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط ترابی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 2 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 211 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute