|
تاریخ انتشار: سه شنبه, 04 اسفند 1388 |
کد خبر:
976
|
|
نسخه چاپی
|
|
|
ارسال به دوستان
|
وهابيت خطري جدي براي عموم مسلمين جهان
|
براي شناخت وهابيت و آگاهي از خطرات آنها نسبت به دين اسلام، بايد اين مسلك انحرافي را از زواياي مختلف مورد مطالعه قرار دارد، از جمله: نحوه پيدايش و بوجود آمدن آن، و طرز تفكر آنان نسبت به دين و اولياي الهي و همچنين شعائر اسلامي، عملكرد آنها در حوزه اجتماع و سياست و...
|
|
براي شناخت وهابيت و آگاهي از خطرات آنها نسبت به دين اسلام، بايد اين مسلك انحرافي را از زواياي مختلف مورد مطالعه قرار دارد، از جمله: نحوه پيدايش و بوجود آمدن آن، و طرز تفكر آنان نسبت به دين و اولياي الهي و همچنين شعائر اسلامي، عملكرد آنها در حوزه اجتماع و سياست و...
الف) مسلك وهابيت، منسوب به محمد عبدالوهاب نجدي است و علّت اين كه آن را به خود شيخ محمد نسبت ندادهاند و نگفتهاند «محمّديه» به جهت اين بوده است كه مبادا پيروان اين مذهب، نوعي شركت در نام پيامبر را پيدا كنند. محمد بن عبدالوّهاب، در سال 1115 ه.ق در شهر «عيينه» چشم به جهان گشود. از كودكي به كتابهاي تفسير، حديث و عقايد، علاقه داشت و از همان دوران جواني، اعمال مذهبي مردم «به خدا» را زشت ميشمرد، وي به مدينه رفت و در آن جا توسل مردم به پيامبر(صلي الله عليه و آله) را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقايد خود را ـ كه قبلاً از سوي ابن تيميه و شاگردش ابن قيم پيريزي شده بود ـ اظهار نمود به تبليغ و ترويج و رسميت دادن همّت گماشت.
ب) وهابيان معتقدند: هيچ انساني، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر اين كه اموري را ترك كند. اين امور عبارت است از: 1. به وسيله هيچ يك از رسولان و اوليا، به خداوند توسل نجويد. و در صورت توسل در راه شرك گام نهاده و مشرك ميباشد. 2. زائران به قصد زيارت به آرامگاه رسول خدا نزديك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روي قبر نسازند. 3. از پيامبر(صلي الله عليه و آله) طلب شفاعت نكنند. 4. زيارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه براي آنان، شرك است. 5. وهابيان بر اين باورند كه مسلمانان، در طي روزگار از آيين اسلام منحرف شدهاند. 6. هر گونه مراسم تشييع جنازه و سوگواري حرام است. و امثال اين موارد كه در اين مجال نميگنجد. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه بايد كتابهاي مربوطه را مطالعه گردد.
اين منطق خشك و بيپايه، در تقابل با منطق وحي قرار دارد، چرا كه قرآن در موارد ياد شده نظرات صريحي و مخالف وهابيان دارد: 1. قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القُربي ، (شوري، آيه 23). يكي از مصاديق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بيت و ذي القربي، قبرهاي آنان و تعمير آنها است. اين راه و رسم در ميان ملتهاي جهان وجود دارد و يك نوع سنّت عرفي به حساب ميآيد. 2. ... فقالوا ابنوا عليهم بنيانا... قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذّن عليهم مسجدا ، (كهف، آيه 21). هنگامي كه وضع اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان دو نظر ابراز داشتند. آيه شريفه متذكر آن ميشود انتقاد يا لحن اعتراضي نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به آيه شريفه، هرگز نميتوان تعمير قبور اولياي الهي و صالحان راعملي حرام و يا حتي مكروه قلمداد كرد، بلكه آيه شريفه، به نوعي تشويق ميكند كه براي بزرگداشت اوليا و صالحان و حفظ قبرهاي آنان، بايد كوشا بود. 3. و استغفر لذنبك و للمؤمنين(محمد، آيه 19). 4. و صلّ عليهم ان صلاتك سكن لهم(توبه، آيه 103). 5. و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّابا رحيما(نساء، آيه64).
اين آيات بيانگر اين است كه طلب آمرزش پيامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفيد ميباشد. و موضوع شفاعت پيامبر(صلي الله عليه و آله) و دعاي آن حضرت، نه تنها در آيات صريح بلكه در احاديث عامّه و خاصه و سيره صحابه نيز مشهود است. براي آگاهي بيشتر در اين مورد ر.ك: 1. صحيح مسلم، ج 1، ص 54 2. صحيح بخاري، ج 1 3. سنن ترمذي، ج 4، ص 42 (باب ما جاء في شأن الصراط) 4. مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 12 5. شفاعت در قلمرو عقل و قرآن و حديث، استاد جعفر سبحاني
ج. وهابيان قائل به جنگ با ديگر فرقهها و مذاهب اسلامي هستند و مدعياند كه يا بايد به آيين وهابيت در آيند و يا جزيه دهند. آنان مخالف خود را متهم به كفر و شرك ميكنند و اموال، نفوس و ناموس و ديگران را حلال ميدانند. خلاصه اين كه آيات قرآني وارده دربارهشرك و كفر را، بر مسلمانان مخالف خود منطبق ميكنند. و اين بزرگترين ضربه به پيكر جامعه اسلامي و مسلمانان است.(1)
با اين تفكر بسته و خشك وهابيت بود كه وقتي كه سعوديها (در سال 1344 هجري قمري) بر مكه و مدينه و اطراف آن تسلّط يافتند، مشاهد(=قبور) متبرك بقيع و آثار خاندان رسالت و صحابه پيامبر را شكستند و از بين بردند.(2)
براي عملكرد و كارهايي كه وهابيت در حوزه اجتماع و سياست انجام دادهاند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعي، بايد به كتابهاي تاريخي مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب وهابيت، در عرصه سياست، حكومت و مردمداري، همان بود كه طالبان در عمر موقت سياسي خود در كشور افغانستان به منصه ظهور رساندند. خون مردم مسلمان را بي محابا به زمين ريختند. عرض و ناموس مسلمانان را هتك كردند و از اسلام يك چهره زشت، خشن و عقب مانده براي جهانيان ترسيم نمودند.
بنابراين وهابيت، هم در نحوه پيدايش و انعقاد تفكّر، مبغوض علماي فرقههاي مختلف مسلمين بوده است و هم در نگرش نسبت به مسائل ديني مورد ردّ عالمان قرار گرفته است. حتي اولين كتابي كه در ردّ وهابيت نگاشته شده «الصواعق الالهيه في الرّد علي الوهابية» به وسيله برادر محمد بن الوهاب (سليمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.
در عرصه سياست نيز جاده صاف كن دشمنان دين و اسلام بودهاند؛ اين آيين و مسلك، ساخته و پرداخته خود انگليسيها ميباشد و چه ضربه و ضرري محكمتر و بيش از اين بر اسلام و مسلمانان ميتوان تصور نمود. براي آگاهي بيشتر ر.ك: 1. آيين وهابيت، جعفر سبحاني. 2. وهابيت، مباني فكري و كارنامه عملي، جعفر سبحاني. 3. تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1430 4. وهابيان، علي اصغر فقيهي 5. خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگليسي در كشورهاي اسلامي، ترجمه استاد علي كاظمي) 6. وهابيت از ديدگاه مذاهب اهل سنّت، استاد خالصي خراساني 7. تاريخ عقايد وهابي، قزويني. ---------------------------- پي نوشت: 1. تاريخ اديان و مذاهب جهان، مبلغي آباداني، ج 3، ص 1432 2. الذريعه، ج 8، ص 261 ؛كشف الارتباب، ص 60 ـ 56
|
|
افزودن نظر
دیدگاه شما