جمعه , 29 , ارديبهشت , 1391 , 2:55 ق.ظ

تاریخ انتشار: پنجشنبه, 06 اسفند 1388 کد خبر: 984
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
تثليث يعني چه و آيا اين نظريه صحيح است؟

«تثليث» يعني چه و آيا اين نظريه صحيح است؟

پرسش:
«تثليث» يعني چه و آيا اين نظريه صحيح است؟
پاسخ:
كمتر مذهبي در جهان، مانند مسيحيت كنوني دچار ابهام و تاريكي و پيچيدگي است و كمتر مسأله‏اي در اين آئين، مانند تثليث مبهم و نامفهوم و يا به تعبير صحيح‏تر نامعقول مي‏باشد.
مرور زمان و تكاملهاي فكري و كاهش تعصبهاي نارواي مذهبي، دگرگوني‏هايي در افكار گروهي از دانشمندان مسيحي پديد آورده و سبب شده است كه ميان افكار جديد و معتقدات ديرينه آنان فاصله عميقي بوجود آيد، فاصله‏اي كه بهيچ وجه نمي‏توان آن را پر كرد.

آنان در برابر اين مطلب دو نوع فكر مي‏كنند، و از اين دو طريق خود را قانع مي‏سازند:
1ـ گروهي مي‏كوشند با بهم بافتن آسمان و ريسمان به معتقدات ديرينه مسيحيت (كه منطق كنوني بشر، آن را رد مي‏كند) رنگ منطقي دهند، و آنها را به صورت روزپسند درآورند، چنانكه اين كار را درباره تثليث انجام داده‏اند.

2ـ گروهي ديگر خود را از چنگال يك رشته توجيه و تأويل رها ساخته، و حرف نامعقول‏تري مي‏زنند و مسأله تضاد علم و دين را پيش كشيده و مي‏گويند: راه علم و دين از هم جدا است، و ممكن است دين اصلي را بپذيرد كه علم آن را با برهان رد كند. اين دسته غافلند كه پذيرفتن تضاد علم و دين، سرانجام جز باطل ساختن دين چيزي ببار نمي‏آورد، زيرا اعتقاد انسان به حقانيت هرآئين، از استدلالات عقلي و علمي سرچشمه مي‏گيرد؛ در اين صورت چگونه مي‏توان با اصول عقلي حقانيت آئيني را اثبات كرد كه خود عقل و علم بعضي از عقايد آن را مردود مي‏شمارد.

تثليث و كتابهاي ديني مسيحيان:
قرآن مجيد مي‏گويد موضوع تثليث در اديان آسماني سابقه نداشته و مسيحيان پس از رفتن مسيح، سه‏گانه پرستي را از افراد ديگر گرفته‏اند و آن را با آئين پاك مسيح كه جز يگانه‏پرستي نبوده است درهم آميخته‏اند، آنجا كه مي‏فرمايد:
«وَ قالَت النَصاري المَسيحُ ابْنُ الله ذلِكَ قَولُهُمْ بِاَفْواهِهِمْ يُضاهِئُونَ قَولَ الَّذينَ كَفَروُا مِنْ قَبْل قاتَلَهُمُ الله اَنيّ يُؤْفَكُون» توبه/30.
[مسيحيان گفته‏اند كه مسيح فرزند خدا است اين سخني است كه آن را بزبان مي‏گويند (و واقعيت ندارد) در اين گفتار، تقليد مي‏كنند از گفتار كساني كه پيش از ايشان به وسيله اين عقيده كفر ورزيده‏اند، از رحمت خدا دور باشند؛ چگونه (با ديدن دلائل يگانگي خدا) از راه حق منحرف مي‏شوند].

قرآن مجيد اين حقيقت را چهارده قرن قبل بازگو نموده است و مرور زمان و بررسيهاي محققان، اين حقيقت را آنچنان روشن كرده است كه خود مسيحيان به آن اعتراف دارند.
تاريخ نشان مي‏دهد كه پس از درگذشت پيامبران راستين و يا در دوران غيبت آنان، گروهي از پيروان آنان بر اثر اغواء ضلالت گران به بت‏پرستي روي آورده و توحيد و يگانه‏پرستي را كه هدف اساسي پيامبران است، ترگ گفته‏اند.

گرايش بني‏اسرائيل به گوساله‏پرستي، از نمونه‏هاي بازر اين موضوع مي‏باشد كه در تاريخ ثبت شده است.
بنابراين تعجب نخواهيم كرد كه پس از رفتن مسيح(ع)، موضوع سه‏گانه پرستي، كه نوعي از شرك و بت‏پرستي است، به محافل مسيحيان راه يافته است.

هم يكي است هم سه تا:
اكنون بايد ديد كه مقصود از تثليث چيست؟ روشن‏ترين بيان براي حقيقت تثليث همان است كه در قاموس كتاب مقدس آمده است.
مؤلف اين كتاب مي‏نويسد: «طبيعت خدايي از سه اقنوم متساوي‏الجوهر مي‏باشد، يعني خداي پدر و خداي پسر و خداي روح‏القدس. خداي پدر خالق جميع كائنات است بواسطه پسر، و پسر «فادي» و روح القدس پاك كننده مي‏باشد، ولكن بايد دانست كه اين هر سه اقنوم را يك رتبه و عمل است.»
اكنون بايد از پيروان اين مذهب پرسيد كه مقصود از اين حرف چيست؟!

آنچه در توضيح اين سخن تصور مي‏شود دو صورت بيشتر نيست و هيچ كدام از آن دو صورت مناسب مقام ربوبي نمي‏باشد.
1ـ هر كدام از خدايان سه‏گانه وجود مستقل دارند و هر كدام با وجود و تشخيص خاصي خودنمائي مي‏كنند؛ مثلاً، همانطور كه هر يك از افراد انسان در خارج براي خود وجود مستقل دارند و هر كدام داراي شخصيتي هستند، همچنين بگوييم هر يك از اين سه اقنوم براي خود اصلي و وجودي جداگانه دارند. به عبارت ديگر يك طبيعت است كه سه فرد دارد و هر فردي خداي تام و مستقل است؛ تثليث به اين معني همان شرك است كه در ميان مشركان بوده و در مسيحيت به صورت خدايان سه‏گانه جلوه كرده است.

خنده‏آور است كه بدعت‏گزاران محافل كليسا اصرار دارند يك چنين تثليث را با توحيد هماهنگ كنند و بگويند او در حالي كه سه تا است يكي است، و در عين اينكه يكي است سه تا مي‏باشد.
آيا اين توجيه جز تناقض گويي و به اصطلاح «كوسه و ريشن پهن» چيز ديگري هست؟ آيا در جهان فردي پيدا مي‏شود كه بگويد سه مساوي با يك است.

2ـ تفسير ديگري كه براي تثليث تصور مي‏شود اينست كه هر كدام از اين سه اقنوم، استقلال نداشته باشند، ولي بر اثر تركيب و بهم پيوستگي، خداي جهان را تشكيل دهند.
اشكال اين نوع تفسير اين است كه بنابراين خدا مركب از سه جزء خواهد شد و تركيب، ملازم با احتياج است و احتياج در ذات خدا راه ندارد.

نتيجه اينكه عقيده به سه خدا شرك است و نمي‏توان گفت سه خدا هستند و در عين حال يك خدا است زيرا اين سخن تناقض است و نيز نمي‏توان گفت يك خدا است مركب از سه جزء، زيرا لازمه آن مركب بودن و محتاج بودن خدا است و احتياج با خدا بودن سازش ندارد.

 
1 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: بهائیان دست به دامن جزیره گوآم شدند

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط بهمن نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: کشیش هرمز شریعت؛زن مطلقه ایرانی، در حقیقت یک فاحشه است!!!

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط بهمن نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: شاهین نجفی؛ فرزند نامشروع فتنه و غرب

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط jalil نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط ترابی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 2 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 247 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute