جمعه , 29 , ارديبهشت , 1391 , 2:34 ق.ظ

تاریخ انتشار: یکشنبه, 27 دی 1388 کد خبر: 870
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
بررسي مسيح(ع) و مسيحيت از نگاه عهد جديد

حضرت عيسى مسيح(ع) در نقطه‌اى از جهان متولد شد كه به‌تازگى زير سلطه روميان درآمده بود و فلسطين يكى از آخرين سرزمين‌هايى بود كه به دست روميان تسخير شد. در آن عصر، يهوديان به شكل نامطلوبى زير يوغ بيگانگان قرار داشتند و فشار دولت روم غير قابل تحمل بود. نهضت‌هاى بى‌فرجامى در گوشه و كنار فلسطين برخاست، ولى بى‌رحمانه شكست خورد، ولى بعدا شاگردان و پيروان او با عزمى استوار به نشر آئين وى پرداختند. اين آئين بازماندگان نهضت‌هاى پيشين را به خود جلب كرد.

به نقل متى و لوقا، عيسى(ع) در بيت‌لحم زاده شد، پس از تولد، نام يسوع بر او نهادند و معناى آن نجات خداست. يوناييان و روميان آن‌را به يسوس تبديل كردند و در زبان عربى عيسى شد.
حضرت عيسى مسيح(ع) در نقطه‌اى از جهان متولد شد كه به‌تازگى زير سلطه روميان درآمده بود و فلسطين يكى از آخرين سرزمين‌هايى بود كه به دست روميان تسخير شد. در آن عصر، يهوديان به شكل نامطلوبى زير يوغ بيگانگان قرار داشتند و فشار دولت روم غير قابل تحمل بود. نهضت‌هاى بى‌فرجامى در گوشه و كنار فلسطين برخاست، ولى بى‌رحمانه شكست خورد، ولى بعدا شاگردان و پيروان او با عزمى استوار به نشر آئين وى پرداختند. اين آئين بازماندگان نهضت‌هاى پيشين را به خود جلب كرد.

در جهان چند مجموعه دينى يافت مى‌شود؛ مثلا اديان ابراهيمى يك مجموعه و اديان هند و چين مجموعه ديگرى يا تشكيل مى‌دهند. هر دينى كه متأخر است، ادعا مى‌كند كه ظهور آن در اديان قبلى مجموعه خودش پيشگويى شده است. از اين‌رو، مسيحيان از گذشته‌هاى دور در تلاش بوده‌اند پيشگويى ظهور حضرت عيسى(ع) را در عهد عتيق يعنى كتاب يهوديان پيدا كنند.

از آنجا كه در هيچ جاى كتاب عهد عتيق نام عيسى بن مريم(ع) نيامده است، مسيحيان براى نيل به اين مقصود دست به تأويلاتى زده‌اند تا پيشگويي‌هاى ديگرى را كه در آن كتاب يافت مى‌شود، به آن حضرت ربط دهند. اين شيوه در انجيل متى فراوان است و به همين دليل گفته مى‌شود كه انجيل متى براى ارشاد يهوديان نوشته شده است. مسيحيان مقدار زيادى از اين پيشگويي‌ها را به مصلوب‌شدن حضرت عيسى(ع) مربوط مى‌كنند كه از ديدگاه قرآن كريم اشتباهى بيش نيست. (نساء/157)

سرگذشت عيسى(ع):
پيروان اديان الهى به بركت اعتقادات دينى نسبت به وجود تاريخى فرستادگان خداوند از اطمينان و آرامش قلبى برخوردارند، ولى يكى از دغدغه‌هاى دانشمندان غير‌متدين به وجود تاريخى انبياء(ع) مربوط مى‌شود، مورخ بزرگ مغرب زمين، «ويل دورانت» تاريخچه 200 سال تشكيك درباره وجود تاريخى حضرت عيسى(ع) را چنين گزارش ‍مى‌دهد: آيا عيسى وجود داشته است؟ آيا تاريخ زندگى بنيانگذار مسيحيت حاصل غم و اندوه مردم و تخيل و اميد آنان و در واقع افسانه‌اى مانند افسانه‌هاى خدايان مشركان نبوده است؟

از مدتى پيش، يعنى در قرن هجدهم به‌طور خصوصى درباره احتمال اسطوره بودن عيسى بحث مى‌كردند. دانشمندى به‌نام «ولنى» در كتاب ويرانه‌هاى امپراطورى به سال 1790 همين شك را ابراز مى‌كرد. هنگامى كه ناپلئون در سال 1808 با يك نويسنده نامدار آلمانى به‌نام «ويلند» ملاقات كرد، درباره سياست يا جنگ چيزى از او نپرسيد، بلكه سئوال كرد آيا وى به تاريخى بودن عيسى معتقد است يا نه؟

به نقل متى و لوقا، عيسى(ع) در بيت‌لحم زاده شد. اين شهر در هشت كيلومترى اورشليم واقع شده است و حدود هزار سال قبل از ميلاد، داوود پادشاه در آن به دنيا آمده و بزرگ شده بود. سال ولادت حضرت عيسي(ع) تقريبا آغاز تاريخ ميلادى است، ولى تعيين سال ولادت او به طور دقيق و قطعى، دشوار مى‌كند و شايد چهار تا هشت سال قبل از مبدأ تاريخ ميلادى بوده است. مادرش، مريم نامزد نجارى از شهر ناصره به نام يوسف بود. داستان تولد عيسى در آغاز هر يك از انجيل‌هاى متى و لوقا آمده است. مرقس و يوحنا كه اين داستان را نياورده‌اند، از بيت لحم حرفى نمى‌زنند و فقط به ناصره اشاره مى‌كنند. (مرقس 1:9 و يوحنا 1:45-46، رك:يوحنا 7:42)

در انجيل متى مى‌خوانيم: اما ولادت عيسى مسيح(ع) چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود، قبل از آنكه با هم آيند او را از روح‌‌القدوس حامله يافتند و شوهرش يوسف چون كه مردى صالح بود، نخواست او را عبرت نمايد؛ پس اراده نمود او را به پنهانى رها كند، اما چون او در اين چيزها تفكر مى‌كرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده گفت: «اى يوسف پسر داوود(ع) از گرفتن زن خويش مريم مترس، زيرا كه آنچه در وى قرار گرفته است از روح‌القدوس است و او پسرى خواهد زائيد و نام او را عيسى(ع) خواهى نهاد، زيرا كه او امت خويش را از گناهانشان خواهد رهانيد.» و اين همه براى آن واقع شد تا كلامى كه خداوند به زبان نبى گفته بود تمام گردد كه اينك باكره آبستن شده، پسرى خواهد زائيد و نام او را عمانوئيل خواهند خواند كه تفسيرش اين است: خدا با ما پس چون يوسف از خواب بيدار شد چنان كه فرشته خداوند بدو امر كرده بود به عمل آورد و زن خويش را گرفت و تا پسر نخستين خود را نزاييد، او را نشناخت و او را عيسى نام نهاد (متى 1:18-25)

پس از تولد، نام يسوع بر او نهاد و معناى آن نجات خداست. يوناييان و روميان آن را به يسوس تبديل كردند و در زبان عربى عيسى شد. از احوال حضرت عيسى در دوره بلوغ و آغاز جوانيش در اناجيل و روايات رسمى چيزى مذكور نيست. اينكه در حدود سى سالگى براى دريافت تعميد نزد حضرت يحيى(ع) رفت، نشان مى‌دهد كه احتمالا وى پيش از آن با فرقه اسنى و زاهدان آشنا بوده است.

يحياى تعميد‌دهنده:
در اناجيل، ذكرى از برادران و خواهران عيسى به ميان آمده است. به عقيده مسيحيان كاتوليك و ارتدوكس، مريم تا آخر عمر، باكره بود و در نتيجه، محال است عيسى برادرانى به معناى دقيق كلمه داشته باشد. ايشان كلام انجيل را تأويل مى‌كنند، ولى مسيحيان پروتستان به تفسير لفظى اين عبارات گرايش دارند و مى‌گويند: درست است كه عيسى از مريم باكره به دنيا آمد، ولى مريم و يوسف نجار پس از تولد وى، زندگى زناشويى طبيعى داشته‌اند و از اين طريق‌، فرزندانى براى ايشان به دنيا آمده‌اند. عبارتى از انجيل متى كه قبلا گذشت، اين نظر را تأييد مى‌كند. قرآن مجيد به برخى از معجزات عيسى در كودكى، از قبيل زنده كردن پرنده‌هايى كه از گل ساخته بود و سخن گفتن در گهواره اشاره مى‌كند. اين موارد در برخى انجيل‌هاى اپوكريفايى آمده است.

اندكى پيش از برانگيخته شدن حضرت عيسى مسيح(ع)، حضرت يحيى بن زكريا(ع)، پيامبر جوان و پرآوازه بنى‌اسرائيل در سرزمين يهوديه قيام كرد و به موعظه مردم پرداخت. اين پيامبر به مردم مى‌گفت: «توبه كنيد، زيرا ملكوت آسمان نزديك است.»(متى 3:2، 1:4، لوقا 3:3)

از ديدگاه بنى‌اسرائيل، ملكوت آسمان گونه‌اى حكومت الهى بود كه آرمان مقدس آنان به‌شمار مى‌رفت. به همين دليل (به گفته اناجيل در موارد مختلف) يحياى تعميد‌دهنده در دعوت خود موفقيت چشمگيرى به دست آورد تأثير عميقى بر مردم گذاشت. به طورى‌كه همه طبقات اجتماعى، گروه گروه نزد او مى‌آمدند و توبه مى‌كردند و وى آنان را غسل تعميد مى‌داد.

اندك‌اندك حضرت يحيى(ع) با هيروديس تيتراخ، پادشاه فاسد و ستمگر ايالت جليل به مخالفت برخاست و پس از چندى به فرمان وى سر او را در زندان بريدند(متى 14:1-12، مرقس 6:14-29، لوقا 9:7-9) هنگامى‌كه حضرت عيسى(ع) خبر دستگيرى حضرت يحيى(ع) را شنيد، شهر خود ناصره را ترك كرد و به شهر كفرناحوم در كنار درياچه جليل آمد.

حضرت عيسى(ع) در تمام جليل مى گشت و در كنايس ايشان تعليم داده ، به بشارت ملكوت موعظه همى نمود و هر مرض و هر درد قوم را شفا مى داد و اسم او در تمام سوريه شهرت يافت و جميع مريضانى كه به انواع امراض و دردها مبتلا بودند و ديوانگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او آوردند و ايشان را شفا بخشيد و گروهى بسيار از جليل و ديكاپولس و اورشليم و يهوديه و آن طرف اردن در عقب او روانه شدند (متى 4:23-25، مرقس 1:14-15، لوقا 4:14-15)

قيام عيسى(ع):
حضرت عيسى(ع) نيز مانند حضرت يحيى(ع) تا زمانى كه به عنوان يك پيامبر در مورد نزديك شدن ملكوت آسمان پيشگويى مى‌كرد، مشكلى با مردم نداشت و پذيرش پيام امو چشمگير بود. بسيارى از كسانى كه به آن حضرت ايمان مى آوردند، يقين داشتند كه وى به زودى پادشاه يك آرمانشهر خدايى خواهد شد. رهبران يهود هنگامى با حضرت عيسى(ع) به مخالفت برخاستند كه مشاهده كردند. وى آرزوى آنان براى قيام يك مسيح فاتح را برنمى آورد و از سوى ديگر او بر ضد ناهنجاريهاى اخلاقى و رفتارهاى ناپسند آنان به ستيز برخاسته است .عيسى مسيح(ع) به تكرار، حضرت يحيى(ع) را ستوده و در گفتگو با مخالفان خود با استناد به سيرت پسنديده آن پيامبر از نام نيك وى بهره برده است.(متى 21:23-27، مرقس 11:27-33، لوقا 20:1-8)

حضرت عيسى(ع) دنباله كار حضرت يحيى(ع) را گرفت و به مژده فرارسيدن ملكوت خداوند آغاز كرد. وى ارشاد و رهبرى مؤمنان و شاگردان را برعهده گرفت و در كنيسه‌هاى نواحى مجاور به ايراد موعظه پرداخت . لوقا مى‌گويد: به جليل برگشت و در كنيسه‌ها به موعظه پرداخت: روح خداوند بر من است، زيرا كه مرا مسح كرد تا فقيران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شكسته دلان را شفا بخشم و اسيران را به رستگارى و كوران را به بينايى موعظه كنم و تا كوبيدگان را آزاد سازم. (لوقا 4:18)

هنگامى كه عيسى به سى سالگى رسيد، به بشارت دادن آغاز كرد. تعليم اساسى وى دو بخش داشت:1- توبه كنيد؛ يعنى از گناه دست برداريد و به سوى خدا برگرديد؛ 2- ولايت و سرپرستى خدا (ملكوت آسمان) را بر زندگى خود پذيرا شويد.

صليب شهادت:
حضرت عيسى(ع) علاوه بر وعظ و تعليم امور زير را انجام مى‌داد:
1- اجراى معجزات و شفاى بيماران به قدرت خدا
2- جنگ با شياطين و ديوان و راندن آنها
3- بخشودن گناهان به‌نام خدا
4- تسلى دادن بيماران، يتيمان و بينوايان
5- همنشينى با گناهكاران
6- انتقاد شديد از بزرگان يهود و علماى شريعت
7- پيشگويى يك گرفتارى جهانى كه در آن پيروزى از آن خدا خواهد بود
8- بنيانگذارى گروهى از شاگردان كه مانند او سلوك كنند و پيام او را به ديگران ابلاغ كنند. اين گروه از دوازده شاگرد و ساير رسولان تشكيل شد.

مسيحيان به نشانه مصلوب شدن عيسى مسيح(ع) در راه گناهان بشر نشان صليبى به گردن مى‌آويزند. حضرت عيسى بارها به تأكيد گفته است كه پيرو واقعى او كسى است كه صليب خود را بردارد و به دنبال او برود. از اين سخن مى‌توان به روشنى دريافت كه سابقه آويختن نشان صليب به دوران زندگى آن حضرت باز مى‌گردد و نبايد آنرا نشانه مصلوب شدن او دانست.

اين سنت بايد به انكار خويشتن و اعلام آمادگى براى شهادت در راه خدا تفسير شود. همان‌گونه كه مردم ايران در تظاهرات انقلاب اسلامى به نشانه آمادگى براى شهادت در راه خدا كفن مى‌پوشيدند. همچنين دعبل بن على خزاعى شاعر اهل بيت(ع)، در اشاره به جانبازيهاى خود، گفته است: «من پنجاه سال است كه چوبه دارم را بر دوش دارم، اما تاكنون كسى را نيافته‌ام كه مرا بر آن بياويزد.»

و هنگامى كه جمعى كثير همراه او مى‌رفتند روى گردانيده بديشان گفت: «اگر كسى نزد من آيد و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران، حتى جان خود را نيز دشمن ندارد، شاگرد من نمى‌تواند بود و هر كه صليب خود را برندارد و از عقب من نيايد نمى‌تواند شاگرد من گردد.» (لوقا 14:25-27) پس مردم را با شاگردان خود خوانده گفت: «هر كه خواهد از عقب من آيد، خويشتن را انكار كند و صليب خود را برداشته مرا متابعت كند، زيرا هر كه خواهد جان خود را نجات دهد، آنرا هلاك سازد و هر كه جان خود را به جهت من و انجيل بر باد دهد، آنرا برهاند.» (مرقس ‍:34-35، متى 10:37-39 و 16:24-26 ، لوقا 9:23-25)*
------------------
نويسنده: حسين قاسم‌نژاد
-------------------------------------------
منبع: خبرگزاري قرآني ايكنا-iqna

 

 
1 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: بهائیان دست به دامن جزیره گوآم شدند

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط بهمن نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: کشیش هرمز شریعت؛زن مطلقه ایرانی، در حقیقت یک فاحشه است!!!

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط بهمن نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: شاهین نجفی؛ فرزند نامشروع فتنه و غرب

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط jalil نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ پنجشنبه, 21 اردیبهشت 1391 توسط ترابی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 2 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 268 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute