هر كه ما را دوست بدارد، بايد مثل ما عمل كند و پرهيزكاري را همچون جامه و پوشش خود قرار دهد. امام علي(عليه السلام)
اديان نيوز:سيد داوود تديني اصبغ بن نباته عبدي ميگويد: زماني كه اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب به دست ابنملجم ضربت خورد، من و حارث و سويدبن غفله و گروهي ديگر بر در خانه اماممان نشستيم و چون از درون خانه حضرت صداي گريه شنيديم، ما نيز گريان شديم.
حضرت حسنبنعلي (ع) از خانه بيرون آمد و فرمود: اميرالمؤمنين به شما ميفرمايد: برخيزيد و به خانههاي خود برويد. همه رفتند، جز من؛ و چون صداي گريه اهل خانه آن حضرت بلندتر شد، من نيز گريه كردم. بار ديگر حضرت حسنبنعلي (ع) بيرون آمد و فرمود: چرا نرفتيد؟ من گفتم: به خدا قسم اي پسر پيغمبر، نميتوانم بروم. پاهايم براي رفتن حركت نميكند، مگر اينكه اميرالمؤمنين را ببينم.
حضرت حسن(ع) به من فرمود: اندكي تحمل كن. پس خود داخل خانه شد و بعد از چند لحظه بيرون آمد و به من فرمود: داخل شو، پس من نزد اميرالمؤمنين رفتم. به سر ضرب ديده آن حضرت عمامه زردي پيچيده بودند و از زخم آن حضرت خون جاري بود و چهره آن بزرگوار نيز بر اثر ضعف و تأثير زهر شمشير زرد شده بود، به طوري كه نفهميدم چهره ايشان زردتر است يا عمامه من، خود را بر روي آن حضرت انداختم و ايشان را بوسيدم و گريه كردم.
پس آن حضرت به من فرمود: گريه نكن اي اصبغ، به خدا قسم كه من در بهشتم. پس من گفتم: فدايت شوم، اين را ميدانم. به خدا قسم شما به بهشت ميرويد؛ من براي اين كه شما را از دست ميدهم گريه ميكنم. فدايت شوم، حديثي از پيامبر برايم نقل كنيد. گويا ميبينم كه ديگر از شما حديثي نخواهم شنيد.
علي(ع) فرمود: بله، اي اصبغ. روزي رسول خدا مرا به سوي خود خواند و فرمود: اي علي، به مسجد برو و از منبر من بالا برو و مردم را به سوي خود بخوان. پس خدا را حمد و ثنا كن و بر من بسيار درود و تحيت بفرست. آنگاه بگو: اي مردم، من فرستاده رسول خدا به سوي شمايم او به شما ميگويد: لعنت خدا و فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل او و لعنت من بر كسي كه به غير از پدرش منتسب باشد و به غير دوستانش مرتبط باشد و مزد اجير را ندهد.
پس من به مسجد رفتم و همان گونه كه پيامبر خواسته بود عمل كردم. آنگاه كسي از بين مردم برخاست و گفت اين را توضيح بدهيد: منظور از پدر چيست و كيست؟ علي(ع) ميفرمايد: من خواسته او را به پيامبر رساندم. حضرت فرمود: به مسجد برگرد. به آنان بگو اي مردم، ما چيزي را براي شما نميآوريم، مگر اين كه تأويل و تفسير آن نيز نزد ما باشد. آگاه باشيد و بدانيد كه من پدر شما هستم. آگاه باشيد و بدانيد كه من دوست شما هستم. آگاه باشيد و بدانيد كه من اجير شما هستم.(1) (اشاره به آيه شريفه قل لا أسئلكُم عليه اجراً الّا المودَّه فِي القربي.)(2)
آري شخصيت علي(ع) در عين اين كه معصوم است و آسماني و بينظير، قابل اقتدا كردن و پيروي نمودن است و به حق كه بايد هر يك از ما علي باشيم و علي شويم البته علي در ابعاد و ظرفيت خودمان يعني تمام آنچه را كه او داشت بايد دارا شويم اما در اندازه ظرف وجوديمان بايد ماكت و نمونه كوچك شده علي(ع) باشيم.
اكنون جاي آن است كه از خود بپرسيم تا به حال چه شباهتي به عدالت مظلوم علي(ع) پيدا كردهايم؟ چه چيز ما شبيه اوست؟ عبادت ما، ايمانمان به خدا، مبارزه در راه نفي عبوديت غير خدا و شكستن بتها و بتكدهها، اخلاق فردي و اجتماعي، جهاد با دشمنان خدا، انفاق مال، ايثار جان براي خدا، اطاعت محض و بيچون و چرا از مقام ولايت و نبوت؟ در چه چيزي به آن بزرگوار ميمانيم؟
اين موج مد چيست كه تا ماه ميرود درياي درد كيست كه در چاه ميرود
اين سان كه چرخ ميگذرد بر مدار شوم بيم خسوف و تيرگي ماه ميرود
گويي كه چرخ خطر را شنيده است يك لحظه مكث كرده به اكراه ميرود
آبستن عزاي عظيمي است كاين چنين آسيمهسر نسيم سحرگاه ميرود
مرغان نوحهخوان سحر را چه شيوني است وقتي كه او به جانب درگاه ميرود
ديشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان يا آفتاب روي زمين راه ميرود
در كوچههاي كوفه صداي عبور كيست؟ گويا دلي به مقصد دلخواه ميرود
دارد سر شكافتن فرق آفتاب آن سايهاي كه در دل شب راه ميرود.(3) ------------------------------------------- پي نوشت: 1- امالي شيخ مفيد، مجلس 24، ص 351 2- شوري آيه 23 3- زنده ياد استاد قيصر امينپور.
دیدگاه شما